نبی یورش :تاریخ افغانستان بخش هجدهم قسمت هـ / تاریخی
تاریخ نشر : جمعه ۲۱حمل ۱۳۸۸ خورشیدی مطابق 2009-04-10 میلادی
پیوند به گذشته
نویسنده : دگروال غ .نبی یورش
تاریخ افغانستان
بخش هجدهم قسمت هـ
عمل کرد حکومت امانی :
حکومت افغانستان بعد از اعلام استقلال کشور بــــدون تأخــــیر برای تأسیس مناسبات دیپلوماتیک با کشور های جهان اقدام نمود. بــرای این مقصد، شاه امن الله اولــتر از هــمه مــتوجه دولـــــت نوبنیاد روسیهُ شوروی گردیده و ضمن ارسال نامهُ عنوانی اساس گـــذار دولت شوری علاقه مندی دولت افغانستان را درمورد تأسیس روابط دیــپلوماتــــیکی با دولت روسیهُ شوروی ابراز داشت. دولت شوروی به این پیشنهاد جـواب مثبت داده و بتاریخ 27 مارچ 1919 استقلال افغانستان را بــرسمـــــیت شناخت . دولت افغانستان نیز دولت شوروی را به رسمیت شــناخــــت و ضمن تبادلهُ نامه ها به اعزام نمایندگان طرفین موافقه بعمل آمد. عـــــلت این تماس های مؤفقانهُ ســـیاسی آن بــود کـــه دران مقــطع زمانی دولت روسیهُ شوروی، با اعلام حاکمیت کارگران و دهقانان، درجهان مــنزوی شده بود ، و حکومت افغانستان نیز با اعلام یک جانبهُ استقلال کشــور و امکان برخورد نظامی با یک کشور نیرومند استعماری چون انگلستان و همچنان انزوای سیاسی اجباری چندین ساله، احتیاج داشتند که روزنهُ را درعرصهُ روابط دیپلوماتیکی جهان برای خود ها بگشا یند تــا بتواننند با استفاده ازین روزنه گام های بعدی بردارند. بـــه هــمین خـــاطر، بمجرد مراجعهُ یکی از طرفین، جانب مقابل بدون تأمل و تأخیر، بــه تقاضاهای یک دیگر لبیک گفتند و برای تأسیس روابط سیاسی به اقــــدامات لازمه دست زدند.
دولت افغانستان هیئتی را بخاطر مذاکرات با دولت شوروی تــعیــن نمود. در رأس این هیئت بزرگ یکی از روشــنفکــران لــیبرال دربـار محمد ولی خان بدخشانی قرار داشت و اعــضای هــئیت عبارت بودند از میریاربیک خان بدخشانی یکی از فضلای مشروطه خواه کشور، میرزا محمد خان یفتلی، عبدالرحمن خان لودی، محــمد گــل خان مهمند، سردار فیض محمد خان ذکریا، قاضی سیف الــرحــمن خــان، عــــبدالحمید خان کمیدان، خواجه هدایت الله خان، بشیر احمد خان، عزیزالرحــــمن خان و غیره. اما متأسفانه میریاربیک خان در کار این هیــئت اشــتراک کــــرده نتوانست، زیرا در روز عزیمت ازکابل در پشت اسپ سکته کـــرده و از جهان چشم پوشید. هیئت مذکور بروز 28 ماه می به تاشکند مـــواصلت نموده و با نمایندهُ دولت شوروی آقای براوین داخل مذاکرات گـردید. بعد ها همین شخص بحیث سفیر روسیهُ شوروی در کابل تعین گردید. هیئت افغانی بعد از مذاکرات تاشکند عازم مسکو گردیده و بتاریخ 10 اکــتوبر به مسکو مواصلت نمود. هیئت افغانی بروز 14 اکتوبر با شخص رهبر شوروی«لنین» ملاقات نموده و مذاکرات را آغاز نمود. روز 27 نوامبر لینین نامهُ دیگری به شاه امان الله فرستاد و براوین وزیر مختار شوروی بتاریخ 14 دسمبر 1919 وارد کابل شد. وظــیفهُ بــراوین بحـــیث وزیر مختار شوروی در کابل درسال 1920 پایان پذیرفت ولی اوبه شــوروی عودت ننموده بلکه تابعیت افغانستان را پذیرفت. موصوف درسال1921 تصمیم گرفت که از افغانستان خارج شود، ولی این ارادهُ وی جامهُ عمل نپوشید ، زیرا درعــرض راه، در غزنی، با فــــیر تفنگ به قتل رسید و شخص متهم اعدام گردید.
روابط افغانستان وشوروی دوستانه و صمیــمی بــود، و بتاریخ 28 فبروری 1921 منجر به عقد معاهدهُ دوستی دولتین گــردیــد و به تدریج این مناسبات دوستانه انکشاف بیشتر یافت. یکی دوبار این مناسبات مورد تهدید قرار گرفت و آن هــم ایــنکه: در اواخــر زمامداری امیر حبیب الله خان ، امیر سیدعالم شاه بخارا تقاضای امداد نــظامی از دولت افغانستان نموده بود، شاه امان الله در عهد خود این خواهـش امیر بخارا را پذیرفت و یک تعدا د نظامیان افغانی با چهار ضرب تــوپ و دو فیل را به بخارا اعزام نمود. بعد ازمدتی کمیتهُ جوانان بخارا بعد از زدو خورد مختصربا امیر بخارا، به تاشکند عقب رفته و دران جا به تشکیل نیرو های نظامی پرداخته و در ماه اگست 1920 بخارا را اشغال وامیررا فراری ساختند و خود دولت جدید جمهوری تأسیس نمودند.درطی همین حوادث نظامیان افغانی هم زندانی گردیدند. وزارت خارجهُ افــغانستان بــخاطر مــــطالعهُ اوضاع و تعین بعدی اقدامات سیاسی خود، یک هیئت سفارت فوق العاده را بریاست عبدالهادی خان داوی به بخارا اعزام نمود. غلام صدیق خان چرخی و مـیرزا غلام حیدر خان اعضای این هیئت بودند. رئیس جمهور بخارا محی الدین منصوراوف و وزیر خارجهُ جمهوریت بخارا فیض الله خواجه با هیئت افغانی مــلاقات نــموده واظـــهار داشـتند که :« حمله در بخارا و تشکیل جمهوریت از طرف جوانان انقلابی خود بخارا بعمل آمده است لهذا بی طرفی و عدم مداخلهُ افغانستان تقاضا میشود».هیئت افغانی اظهارات مذکور را پذیرفته و بعد از رهایی نظامیان افغانی از زندان، به کابل مراجعت نمود. سید عالم امــیر بخارا که از انقلابیون محلی شکست خورد نیز به افغانستان پناهنده شده و وارد کابل گردید و ایام متباقی عمر خود را درهمین جاه سپری کرد تا بمرد.
رویداد دیگریکه میتوانست اثـــرات منفی را بر روابط دوکشور بجا گذارد با فعالیت های ضد شوروی انورپاشای مشهور نــمایندهُ جـــــمعیت «اتحاد و مترقی» ترکیه در فــرغـــانـه و بخــارا در سال 1922 ارتباط داشت، زیرا شاه امان الله یک تعداد قطعات نــظامــی را بخـــاطر ســــتر سرحدات به شمال کشور اعزام داشت که سبب تشویش شوروی گردیـــد. حکومت شوروی از دولت افغانستان تقاضای بی طرفی نـــــــمود، دولت افغانستان احترام به بیطرفی کامل خود رااعلام کرد.روابط بین دوکشور، بعد ازین بهتر گردید، محصلین افغانی بخاطر تحصیل به تاشکند رفتند و به تعداد سی نفر مستخدمین روسی شامل قوای هویی افغانستان گردیدند. اختلاف بر سر جزیرهُ «درقد»( بین دریای آمو) باعــث آن شــد کــه بار دیگر از کابل به شمال کــشور ســوقیات نظامی صورت گیرد، اما دولت شوروی که خود درگیر جنگ داخلی بود، نخواست تا با افــغانستان نـــیز درگیری های نظامی داشته باشد، پس بدون تأخیر جزیرهُ مذکوررا تخلیه نمود.پروتوکول واگذاری این جزیــره بــه افـــغانستان درسال 1926 بین افغانــستان و شــوروی امضاء شــد. بـــتاریخ 27 نــومـــبرســال 1926 قرارداد« بیطرفی و عدم تعرض» بین افغانستان و اتـــــــحاد شوروی به امضا رسید.
تأسیس روابط سیاسی با دولت ایــران کــمی بــه تأخـــیر افتاد، زیرا دولت انگلستان در سال 1919 معاهدهُ اسارت باری را بــر مردم ایران تحمیل نمود و دست حکومت ایران را درارتباط به تآسیس مــناســــــبات بادول خارجی از پشت ببست. علاوه بران ، دولت انگلستان در ولایـــات گیلان، کردستان، خراسان و همچنان در بین قبایل جـــنوبـــی ایــــران به سازماندهی دسیه ها و ایجاد شورشها میپرداخت. فیودالهای ایران نـیز به نوبهُ خود هریک دربرابر دولت مرکزی قیام نـــموده و دم از استـــــقلال میزدند. این رویداد ها اوضاع سیاسی ایران را خیلی مغشوش ساختــــــه بود. بعد ها « رضاخان» قوماندان نیرو های قزاق ایران شد، یکسال بعد بحیث وزیر جنگ ایران تعین گردید. مــوصوف شـــوروشهای داخلی را فرونشاند و فیودالان تجزیه طلب را ازبین برده به یــک دیکتاتور نظامی مبدل گشت. به هر صورت، دولت افغانستان همینکـه فــرصت بــد سـت آورد سردار عبدالعزیز خان را که ازایران شناخت قبلی داشت، در ســال 1920 بحیث نمایندهُ سیاسی به ایران اعزام نمود. سردار عبدالعزیز خان مطالب خود را در پنج ماده به حکومــــت ایران عرضه داشت که درمتن آن خواهش افتتاح مذاکرهُ دوستی، مبادلــهُ سفرا، اقــامهُ قونسل افغانی در مشهد، استقرار روابط پوستی و روابـــط تــجارتی گـــنجانیده شــــده بود. مذاکرات نمایندهُ افغانی و مامورین ایران بعد از یکسال به عقد معــــاهده مودت بین دولتین منتج گردید. معاهدهُ مذکور از طرف سردار عبدالعزیز خان سفیر افغانستان و میرزا حسن خــان وزیــر خــارجــهُ ایران در اول سرطان 1300 شمسی( 22 جون 1921 عیسوی) امضاء گردید.
دولت افغانستان برای تأسیس روابط دیپلوماتیکی بــا سائر کشور های جهان نیز کوشید زیرا حکومت افغانستان میخواست تا در عــــرصهُ سیاست بین الملی نقش فعال داشته باشد. بدین مـــلحوظ وزارت خـــارجهُ کشور به اقدامات گستردهُ درین رابطه دست زد. حکــومــــت افغانستان درسال 1921 با ترکیه قرارداد مودت ببست و بعدا ً در25 مـــاه مـــــی 1928 عهدنامهُ دوستی و همکاری بین دوکشور به امضاء رسیده که در نتیجهُ آن یک تعداد از اتباع ترکیه در پرورش نظامی و امـــور صــحی افغانستان سهم گرفتند و محصلین افغانی برای تحصیل به ترکــــیه رفتند. بتاریخ 30 می 1928 قرارداد دوستی بین افغانستان ومصر بـــه امضاء رسید. با حکومت های عربستان ،یــمن و چـــین بـخاطر تأسیس مناسبات دوستانه نیزتماس برقرار گردید. خلاصه دولت افغانستان تا سال 1928با دولت های جاپان، سویس زرلند، پولند، فنلند، لایــبریا، ایتالیا، فرانسه، جرمنی روابط سیاسی و دوستانه برقرارنموده و قـــرارداد های گوناگون تجارتی و همکاری را با ایشان عقد نموده بود.
دولت افغانستان با تلاش پیگیر توانست تا در کـشور های عمدهُ اروپا و اسیا سفارت خانه ها، قونسلگریها و نمایندگی هــای تجــارتــی خود را تأسیس و افتتاح نماید و در ساحهُ وسیعتری از جهان روابط ســیاســــی و اقتصادی را گسترش دهد./ ادامه دارد
|
برای دستیابی به نوشته های گذشته روی بخش های ذیل کلیک کنید | ||||
|
|
|
|
||
|
|
|
|||
|
|
|
|||
|
|
|
|||
|
|
|
|||
|
|
|
|||
|
|
|
|||
|
|
|
|||
|
|
|
|
|
|
