نبی یورش: تاریخ افغانستان بخش ۱۸، قسمت ج( مختصر جنگ استقلال افغانستان ) / تاریخی
تاریخ نشر پنجشنبه ۱۵حوت ۱۳۸۷
اثر از: محترم دگروال نبی یورش
تاریخ افغانستان
بخش هجدهم، قسمت ج
تحلیل و ارزیابی مختصر جنگ استقلال افغانستان
بخاطر ارزیابی و تحـلیل بهتر جنگ استقلال کشور ، باید قبل ازهمه اوضاع سیاسی، اقتصادی و نــظامی طــرفـین درگیر درجنگ به بررسی گرفته شود.
الف ـ دولت انگلستان:
امپراتوری استعماری انگلستان ازبرکت منایع عظیم مالی مـستعمرات خود یکی ازقدرت های بزرگ سیاسی و نظامی جهان محسوب میگردید. ثروت سرزمین هند و استثمار وحشیانهُ مردم زحمت کــش هــــــند دولت انگلستان را قادر ساخته بود تا نیروهای مسلح بزرگی را درین بــخش از مستعمرات خود در اختیار داشته باشد. وظیفهُ اساسی این نیروعـبارت از توسعهُ هرچه بیشترمستعمرات،حراست ازمستعمرات موجود و سرکوب جنبش های آزادی خواهی واستـقلال طلبی مردم درهند واطراف آن بود. توجه به تسلیحات و پرورش نظامی نیروهای مسلح مستــقر درهـــــند از وظایف اســاسی حــکومت و وزارت جـــنگ انــگـلستان شــــمرده میشد. تسلیحات جدید بطور دوامدار در اختیار نیرو های مسلح قرار میگرفت و در صورت ضرورت قطعات و جزوتام های جدید نیز تشکیل میگرد ید. واضح است که مصارف همهُ این تشکیلات و تــسلیحات بــدوش مــــردم بخت برگشته و ستم دیدهُ هند بوده است. دولت انگــلستان کــه یـــــکی از فاتحین جنگ اول جهانی بود، سرزمین ایران را دراشغال خود نگهداشت و نیرو های مسلح و حکومت ایران را زیر نظر و کنترول مستقیم خــود قرار داد. از جانب دیگر یک اردوی بزرگ و مجهز به تسلیحات مودرن آنزمان، به شمول قوت های هوایی، را در نزدیکی سرحدات شرقـــــی و جنوبی افغانستان جابجا کرده بود. تعداد پرسونل ایــن اردو به ۳۴۰۰۰۰ نفر میرسید. وسایل مخابرهُ سیمدار و بی سیم( تلفون، تلگراف و رادیو) ارتباطات بین قطعات ومحلات قوماندهُ آنها را تأمیــن مــیکرد که عنصر خیلی با ارزش در امور سوق و ادارهُ منظم نیرو های مــسلح مــــحسوب میگردد. قوماندانی نیروهای مسلح انگلستان درهـــند، بــرعلاوهُ حیوانات بارکش( ۱۸۵۰۰۰ رأس اسپ، قاطر،شتر، خر) ، وسایــل ترانسپورت و انتقالات تخنیکی( جاده های موتررو و شبکهُ خط آهن) رانــیزدراخـتیــار داشت که درسوقیات واکمالات بــموقع قــطعات وجــزوتــامهای نیروهای مسلح اهمیت به سزای دارد. اکثریت قاطع پرسونل اردوی مذکور خوب پرورش یافته و یکتعداد زیاد افسران آن، بالخصوص کادرهای قوماندانی سطوح بالا، تجارب جنگی را در میدانهای جنگ جهانی اول کسب کرده بودند. ازان جمله بیست و دونفر جنرال که درجنگ اول جهانی شـــرکت کــرده بودنــد، در نــیرو های مســـلح انگلستان مستــقـر در هـند توظیف گردیدند.
از جانب دیگر، با اعلام استقلال افغانستان ، جنبش آزادی خــواهی توده های عظیم کشور پهناور هند آغاز گردیده و حتی در بعضی مناطق مردم قیام نموده و بانیروهای دولت انگلستان در آویختند. بطور مثــــال، درلاهورمردم قیام نموده وباپولیس مسلح انگلیسها جنگیدند. در کجرانواله کلیسای مسیونری و ستیشن خط آهن از طرف مردم به آتش کشیده شدند. در وزیر آباد مردم به ستیشنهای مهم انگلیس حمله کردند و زدو خـــورد های خیلی زیاد بین مردم وحکومت انگلستان بعمل آمد. واضح است کــه انگلیسها به زور سرنیزه ایـن قیام های مردم غـــیر مسلح و پراگنده را با شدت و قساوت سرکوب نمودند. در دهــــلی نیز حــوادث ضــد انگـلیسی پدیدار گردید. دولت انگلستان بخاطر تسلط بــر اوضــاع و حفظ هندستان طلایی به سرکوبی قیام آزادی خواهانه و ضد استعماری مردم افغانستان و جلوگیری از انکشاف حوادث اقدام نموده و قطعات بزرگ نظامی را به استقامت سرحدات افغانستان سوق نمود. انگلیسها بخاطر سوق و ادراهُ منظم فعالیت های محاربوی، و جنگ با افغانستان درمجموع، مـــرکـــــز سوق و اداره نظامی را تأسیس نموده و در ترکیب آن ســـــیاست مداران آگاه، جنرالان و افسران باتجربه وکارشناسان عــرصهُ اســتخبــــارات را جابجا نمودند.
ب ــ دولت افغانستان
دولت افغانستان در چنان اوضاع و احوال با جنگ مواجــــه شد که اصلا ً برای آن آمادگی نــداشت. نــیرو های مسلح کــشور جــمعا ً به شصت هزار نفر مــیرسید. صــرف جــزوتــامهای سـواری قابلیت مانور سریعتر و ضربات ناگهانی را داشت و بـــس. جــزوتام هــای توپــچی و گروپ های کوچک ماشیندار وظایــف حــمایهُ قــــــطعات پیاده را بدوش داشتند . قوای هوایی و وسایل زرهپوش هنوز در تشکیل نیروهای مسلح کشور داخل نشده بود. وسایل ترانسپورتی صنــعتی و جــود نـداشت و از وسایل ترانسپورت و انتـقالات حیوانی استـفاده میگردید. دراکثریت قاطع مناطق کشور پل و پلچک بالای دریا ها و جویبار هــای کــلان وجــــود نداشت، راه ها و سرک ها خیلی خراب بوده که به ترمیم و تمدید فــوری و بلا درنگ احتیاج داشت. مخابرهُ تلفونی به سویهُ کشور صــــــرف بین کابل و جلال آباد و جود داشت، ولایات دیگر، وبطور خاص در چنــــین مقطع زمانی قندهاروپکتیا،ازان محروم بودند.اوامرمقامات بالا، راپورها وگذارشها بین همهُ قد مه های نیرو های مسلح افغانستان( ازپائین تا بالا) ازطریق خبر رسان ارسال میگردید. وســـایل مخابرهُ بیسیم اصلا ً وجود نداشت. دولت افغانستان از نگاه اقتصادی خـــیلی ضعیف بوده و تا هنوز با اقتصاد فیودالی قرون گذشته سروکارداشت. اکثر زمامداران افغانستان در طول سال های متمادی صرف حکومت کــردن را بـــلد وبا انکشاف اقتصادی، صنعتی، اجتماعی، سیاسی نابلد بودند وتــوده هـــای زحمتکش کشور را، که تولیدکننده گان نعمات مادی بودند، به ســـرنوشت سپــــرده بودند.
در کابـل ، پایتخت افغانستان، مرکز عمومی سوق وادارهُ نیروهای مسلح کشور وجـــود نداشت. رویداد های عمدهُ محاروبوی در کمیته نیمه نظامی شاه رسیدگی میشد. اعضای این کمیته از وزرای ترکیب یافته بود که کوچکترین اندوختهُ از دانش نظامی نداشتند. پس همهُ ثقلت این وظیفهُ بزرگ بردوش شخص پاد شاه، که او نــــیزازدانش نظامی سرشتهُ کامل نداشت، افتیده بود. از طرف دیگر، گذارشـات جبهات با گذشت چند روز بکابل مواصلت میکرد که دراکثر حالات اهمـــیت خودرا از دست میداد، زیرا انکشافات اوضاع در جبهه خیلی سریع تغـــیر میکرد و مرکز ازان بی خبر باقی میماند.
اگر قوت ها، آمادگی برای جنگ و وسایل و نــهاد هــایکـــه بالای مبارزات مسلحانهُ طرفین تأثیر میگذارد باهم مقایسه گردد، چنین به نظر میرسد که تصمیم دولت افغانستان در مورد جنگ با دولت انگلیس بمثابهُ اقدام به خودکشی بوده است. زیرا تصادم نیروی کوچک افغانســــــتان با نیروی بزرگ انگلستان شکست حتمی را در قبال داشت. ولی چنین نشد، زیرا ملت افــغان قــیام نمود و جــنگ استقلال را به پیروزی رسانید. در طول تاریخ چــند هــزار سالهُ کــشور بــار ها دیـده شده که مردم بخاطر آزادی و استقلال میهن، نه بخاطر کدام زمامدار و یا امیر، بپا خواسته و مبارزهُ مسلحانه را تا سرحــــد پیروزی به پیش برده اند. بعضا ً چنین هم اتفاق افتاده که زمامدار نقش اســاسی را در بســیج و رهبری جنبش های آزادی خواهی مردم ایفا کرده ودلعزیز ومورد احـترام مردم گردیده است مانند بسوس آخرین پادشاه آریانای باستان که با اسـکندر مقدونی جنگید و نامش جاودان گردید، کاوه آهنگر، طاهر فوشنجی، ابو مسلم خــراسـانی، یعقوب لیث صفاری، امیر عــلی شــیر نوایی، مــیرویس خــان هــوتک، بایزید روشان وغیره. شاه امان الله خان را نیزمیتوان در صف شخصیت های متذکره قرار داد زیرا مــردم اورا دوســت داشتند. حـــــتی امروز ، باگذشت نزدیک به نود سال، یک تعداد زیاد مردم نام شاه امان الله را بــا احترام برزبان می آورند.
مرکزسوق وادارهُ نظامی انگلیسها، با داشتن وسایل مخابرهُ سیمدار و بیسیم و همچنان شیکهُ وسیع استخبارات، بــطور دوامــدار اوضــــــاع سیاسی ــ نظامی و انکشاف حوادث در جبهات جنگ را تعقیب میکـرد و در صورت لزوم تصامیم اتخاذ و اوامر لازمه صادر می نمود. پیشرفت قــوتهای انگــلستان در جــبههُ خیـبر، عــقب نشینی فرار مانند نیروها در جبهات پیوار و وزیرستان و ثبات در جبــههُ قــندهــار، و در کنارآن قیام مردم درآنسوی «سرحد دیورند»، باعث نگرانی سرقـــوماندانی (مرکز سوق وادارهُ نظامی) انگلیسها گردید. زیرا اگر تعرض قوتهای افغانی در جبههُ جنوب شرق( جبههُ پکتیا) به استقامت کوهات و پشـــــاور انکشاف میکرد، دران صورت قوت های بزرگ انگلستان در محاصــــره افتیده و نابود میگردید. در صورت چــنین انـکشاف اوضــاع ، مــناطق آن سوی «خط دیورند» ،از چترال تا بحر هــند، بــه مجــمر آتش تبــد یل شــده و نیروهای انگلستان مجــبورخــواهد شــد تــا منـاطق اشغالی قبلی را تخلیه نموده ودرآن سوی دریای سند عقب نشینند. همین بود که جانب انگلستان بلا درنگ پیشنهاد متارکه وآتش بس را ازطـریق سفیرافغانستان دردهلی سردارعبدالرحمن خان (از مشروطه خواهان قـــــدیم) به دولت افغانستان ارسال نمود.ایــن را بـــاید خاطــرنشـــان نــمود که انگلیسها قبلا ً سردار عبدالرحمن خان را با اعضای فامیلش تــحت الحفظ بــه پایــگاه نظامی و اشغالی خود دردکه انتـقال داده ودران جا تحت مراقبت شدید نگهمیداشت تا در صورت لزوم ازان استـفاده بـدارد. دولت انگلیس همهُ اوراق، اسناد واموال سفارت افغانی را در دهــلی وهمچــنین اوراق واســـناد نـمایندگی افغانستان را درپشاورضبط نمود. درحالیکه دولت افــغانستــــان تـنزل به مقابلهُ بالمثـل نکرد و با وجود غـلیان مـــردم، سفارت انگلستان را با تمام اسناد واوراقش محفوظ نگهداشت.
دولت افغانستان بدون اینکه پیشنهاد متـــارکه را باقوماندانان جبهات و مردم افغانستان درمیان گذارد، پــیشنهاد مــذ کــوررا با شــرط تصدیق استقلال افغانستان پذیرفت زیرا:
1ــ دولت مردان افغانستان اطلاعات دقیق از انکشاف اوضــــاع در جبهات و در آن سوی «خط دیو رند» نداشتند. گذارش هایکه از جبهات مواصلت میورزید، به استـثـنای جبهه ننگرهار، مربوط به چند روز و یا هفتهُ قبل بوده که از نگاه نظامی اهمیت خود را از دست داده بود. تــبادل اطلاعات بین جبهه ها یک ویا دوهفته را در بر میگرفـــت، زیــــرا همهُ گذارشها و اطلاعات از طریق پوستهُ زمینی و یا خبر رسان ها ار ســال میگردیدند.
2ــ در کابل ، در کمیتهُ نیمه نظامی شاه، پلان جنگ و جود نداشت که هرروزه باانکشاف اوضاع و گذارشات جبهه ها باید تکمیل شده و در زمینه تصامیم لازمه اتخاذ میگردید. برعلاوه، در کمیتهُ مذکور شخصی وجود نداشت که از دانش لازمهُ نظامی و سیاسی برخودار بوده و بتواند انکشاف اوضاع درجبهات را عالمانه تحلیل و بر رسی نماید و وظـــایف آینده را برای جبهات و مبارزین ملی تعین بدارد. گرچه شکست جبـــــههُ خیبروبمبارد نیروی هوایی انگلستا ن برمعنویات دولت مرکزی ودربار، نه مردم ، تأثیرمنفی گذاشت ولی بازهم انکشاف اوضاع به نفع افغانستان بود. زیرا در صورت انکشاف تعرض جبـــههُ پکــتیابــه استـــقامت های شمال(کوهات وپشاور) و جنوب(دیرهُ اسمعیل خان)، نیرو های بــــزرگ دشمن درمحاصره افتیده و باخطر نابودی مواجه میگردیدند، بالخصوص نیروهای انگلیسی که در جبههُ خیبر پیشرفت نمود بود، چانس نجات را بکلی از دســت میدادند. اما متأســفانه، دران مــقطع زمــانی، در رهبری دولت افغانستان کسی وجودنداشت تا ازان حالت مساعد استــفاده نــــموده شرایط خود را بردشمن تحمـــــیل و مســئـلهُ ســرزمــینهای اشـــغالی آن سوی« خط دیورند» را یکبار و برای ابد حل و فصل نمایند.
3ــ حکومت مرکزی و در بار از امکانات وسـیع اقتصادی، سیاسی و نظامی انگلستان اطلاع داشتند و از ناتوانی اقتصــادی، ســـیاســـی و نظامی خود نیز خبر بودند. شاه امان الله مایل به آن بود تا جنگ هـــرچه زودتر به پایان رسد، او میدانست که اگر جنگ به درازا کشد، تـــــدارک منبع پرورش جنگ باچنین اقتصاد ضعیف فیودالی خیلی دشوار خـــواهد بود.
4ــ شاه امان الله جنگ نمی خواست، هدف او استرداد استقلال کامل افغانستان بود و جنگ بر وی تحمیل شد . دولت انگلستان حاضر نبود که استقلال افغانستان را بپذیرد زیرا ، در صورت تأمین استقلال افغانستان، معبود طلایی(هند) و همهُ مســتعمرات آسیــایی امــپراطوری بریــتانیا به خطر مواجه میگردید. گرچه اعلام استقلال و سوقیات نیرو های مســــلح افغانستان ازطرف حکومت انگلستان بمثابه یک ماجرا جویی کـــــودکانه تلقی گردید ولی باز هم بخاطر جلوگیری از انکشاف اوضاع و گوشمـالی «حکومت متمرد» افغانستان اقدام به جنگ نمود. جنگ، به هر شکلی که باشد، یک پدیده منحوس و طاغــوتی جــوامع بشری بــوده کــه تـلفـات و خسارات جبران ناپذیر ی را در قبال دارد. پس هومانیزم وانسانیت حکم میکند تا همهُ بشریت مترقی بطور عام و متفکرین جامعهُ بــــشری بطور خاص برای مهار نمودن ابدی این پدیدهُ شوم ونفرت انگیز، که بنام جنگ یاد میگردد، دست بهم داده و درین راه تا سرحد پیروزی مبــارزهُ نمایند.
هدف ستراتیژیک حکومت افغانستان درین جنگ نابرابــــراسترداد سرزمین های ازدست رفتهُ کشورنبوده بلکه تأمین استقلال افغانستان بود. پس همهُ تلاش ها و مساعی حکومت و دولت افغانستان به یک هـــدف و آرمان مشترک یعنی استرداد استقلال کامل کشور متمرکز گردیده بود.
از مطالب مذکور چنین برمی آید که دربار و حکومت افغانســــتان منتظر یک تصادف نیک بود تا ازان استفاده نموده و جنگ را به سرعت به نفع افغانستان پایان دهند. پیشنهاد متارکه از طرف انگلیسها بمثابهُ یک تصادف نیک از جانب حکومت افغانستان تلقی گردیده و بــــدون غور و تعمق آنرا پذیرفت. این لغزش نوبتی حکومت افغانستان زمینـــه را برای آن مساعد ساخت تا دولت شکست خوردهُ انگلستان قیافت فاتح را بـــخود گرفته و در صدد آن برآید تا خواهــشات خــود را بــالای جـــانب افغانی بقبولاند. همین بود که ویــسرای هــــند( زمامدار برتانوی هند) نامه های متعدد یکی بعدی دیگری به حکومت افغانستان ارسال داشته و درهریک آن خواسته های جدید و جدیدتری را مطرح مـــینمود. بعضی از خواسته های انگلیسها بطور مثال عبارت بودند از: جزوتامهای نظامی افغانستان حد اقل سی کیلومتر از نزدیکترین محل اقامت نــیروهــای انگلیسی عقب روند، نواحی کوتل پیوار را تخلیه بدارند، مردم افغانستــان در نــزدیکـی پوسته ها و محل اقامت سربازان انگلیسی تجمع نکنند، طیارات انگلستان در اطراف محــلات جــابجاشدن ســــربازان انگلیسی در داخل افغانستان پرواز های اکتشافی اجرا خواهد کرد ، دولــت افــغانستان بــاید از بـروز هیجانات مردم افغانستان و سرحدات جلوگیری کند وغیره. البته شاه امان الله همهُ این خواسته هارا رد میکرد . انگلیسها میدانستند که خواسته های ایشان عملی نیست و هیچ کس با آن موافقه نخواهد کرد. امــا هـــد ف از ارسال نامه های پی درپی طولانی ساختن مذاکرات بود که در نتــیجهُ آن هیجان ملی استقلال طلبی افغانها فرونشیند و انگلیسها به آسانی بتــــوانند شرایط خود را در عرصهُ دیپلوماسی بــرافغانها تحمــیل بـدارند. بالاخره شاه امان الله مجبور گردید تا از تهدید کار گرفته و در یکی از نامه های خود عنوانی زمامدار انگلیسی هند نوشت کـــه اگــر دولــت انگلستان بر خواسته های خود پافشاری بدارد، دولت افغانستان از متارکه و مصالحه صرف نظر نموده و حل مسایل را در میدان های جنگ جـــستجو خواهد کرد. این تهدید نـتیجــه داد و ضــمن تــبادلهُ نــامه هــا بین حکومت های افغانستان و انگلستان موافقه بعمل آمد که مذاکرت صـلح در هند برتانوی بر گذار گردد.
به این ترتـیب جــنگ بــرای دولــت افــغانستان بــه پایان رسید ولی مردمان آن سوی «خط دیورند» مدت های مدید با انگــلیس هـا جنگیده و تلفات بی شمار را متحمل گردیدند. این مبارزین سربکف بمجــــرد اعلام استقلال افغانستان از هرگوشه وکنار سربلــند نـموده به میدان های جنگ شتافتند تا عملا ً پشتیبانی خودرا به مردم و حکــومت افغانستان به نمایش گذارند، اما حکومت افغانستان فداکاری و همبستگی آنانرا نادیده گرفته و همهُ آنها را، ازچترال تا بحر هند، به ترحم دشمن سپردند.دشمن به نوبهُ خود دمار ازروزگار آنها برآورد. این مردم بخــت بـــرگشته تا به امروز بجرم وطندوستی و آزادیخواهی زیر ضربات مرگبارزورمــــندان محلی، منطقه وی و جهانی قرارداشته وبهترین فرزندان خود رادر طــول تاریخ بخاطر آزادی واستقلال از دست داده اند. پذیرش نابهنگام مـــتارکــــه از طرف حکومت افغانستان باعث نارضایتی توده های وسیع مــردم هـم در افغانستان و هم درآن سوی «خط دیورند» شده که پــیامد هـــای این اقدام عجولانه وناعاقبت اندیش تا به امروز دامنگیر ملت افغان درمجموع بوده و ازان رنج میبرد.
پیوسته به گذشته :
|
برای دستیابی به نوشته های گذشته روی بخش های ذیل کلیک کنید | ||||
|
|
|
|
||
|
|
|
|||
|
|
|
|||
|
|
|
|||
|
|
|
|||
|
|
|
|||
