نبی یورش : تاریخ افغانستان بخش ۱۸ قسمت د / تاریخی
نویسنده : دگروال غ .نبی یورش
تاریخ افغانستان
بخش ۱۸، قسمت د
مذاکرات صلح :
در ماه جولای سال 1919 هیئت افغانی بریاست علی احمد خــان وزیر داخله عازم هند گردید تادر بارهُ مــسایل مــورد عــلاقـــه با دولت انگلستان مذاکره نماید. انگلیسها از تجارب گذشته در یافته بودند که غلبه بر افغانها در میدان جنگ خیلی دشوار بوده و در بعضی حالات ناممکن میباشد ولی غلبه در میدان دپلوماسی از آن انــگلیس ها خواهد بود، زیرا آنها در جنگ با مردم آزادی دوست افغانســـــتان مــواجه بــوده ولــی در سیاست با یک ویا چند نفر محدود مواجه میگردیدند. انگــلسیها با چـــنین برداشت و طرز تفکر با هیئت افغانی وارد مذکرات گردید. هیئت افغانی بروز 25 ماه جولای وارد راولپندی گــردیــده وبــا سرهملتون گــــرانت سکرترامور خارجــه و رئــیس هیئت انگلستان داخــل مــذاکــره شد. این مذاکرات منتج به عقد یک قراداد گردید که در تاریخ بنام قـــرارداد صلح راولپندی یاد شده و بتاریخ 8 اگست سال 1919 به امضاء رســــید. متن قراداد مذکور در صفحه774 جلد اول کتاب«افغانستان در مسیر تاریخ» چنین ثبت گردیده است:« عهد نامهُ صلح فی مابین دولت بهیمهُ برتانیه و دولت مستقلهُ افغانستان منعـــقدهُ راولپندی بتاریخ 8 اگست 1919 مطابق 11 ذیقعده 1337، مواد مــــــندرجهُ ذیل را دولت بهیمهُ برتانیه و دولت افغانستان به جهت صلح قبول نموده اند.
ماده اول ــ از روز امضــاشـد ن ایــــن معاهده فیمابین دولت بهیمه برتانیه بر یکطرف و دولت افغانستان بطرف دیگر مصالحت خواهد بود.
ماده دوم ــ نظر به حالتیکه باعث جنگ حــالــیه فــیمابین دولتــــین علیتین برتانیه و افغانستان گردیده است، دولــت برتــانیه مــــحض اظهار رنجش خود آن رعایتی را که نسبت به امرای سابق افغانستــــان در باب آوردن اسلحه و قورخانه یا دیگر اسباب حرب بداخل افـــــغانستان از راه هندستان مرعی داشتند، سلب مینماید.
ماده سوم ــ علاوه برآن بقایای وجه عطیه امیر مرحوم ضبط نموده شد و به امیر حالیه وجه عطیه داده نخواهد شد.
ماده چهارم ــ دران واحد دولت بهیمه برتانیه مایل مــیـباشــد کـــــه دوستی قدیم راکه تا این همه مدت طولانی فیمابین افغانستان و برتانـــــیه عظمی وجود داشته است مجددا ً برقرار نــمایــند مشــروط برینکه دولت موصوفه اطمینان داشته باشند که دولت افغانستان طبعا ً مایل میباشند که دوستی دولت بهیمه برتانیه را مجددا ً حاصل نمایند، علـــیهذا مـــــشروط براینکه دولت افغانستان این امر را از کردادر و رفتارخود ثابت نـــمایند دولت بهیمه برتانیه آماده خواهند بود که بعد از شش ماه سفارت دیگــری را از جانب افغانستان برای مذاکره و قراردادیکه رافـــع مــنافع مشترک دولتین علیتن باشد و نیز برای برقراری مجــد د دوســـتی قـدیم بر اساس خاطر خواه پذیرا نمایند.
ماده پنجم ــ دولت افغانستان سرحد بین هندستان و افـــغانستان را که امیر مرحوم قبول نموده بودند، قبول مینمایند(!) و نیز متعــهد میشوند که قسمت تحدید نشده خط سرحد طرف مغرب خیبر در جائـیــکه حـــمله آوری از جانب افغانستان درین زمان واقع شد ، بواسطه کمیــــشن دولت بهیمه برتانیه بزودی تحدید شود(!) و حدی را که کمیشن دولت بــــــهیمه برتانیه تعین نماید قبول بکنند(!) عساکر دولت بهیمه برتانیه بر اینســمت در مقامات حالیه خود خواهند ماند تا وقتیکه تحــدید حــدود مـذکور بعمل بیاید.
علی احمد ناظر داخلیه و رئیس هیئت سر هملتن گرانت فارن ســــکرتری دولــت
صلاحیه دولت علـــیه افـــغا نســــتان هند و رئیس هیئت مصالحت دولت برتانیه ».
با مطالعهُ سرسری، نه عمیق متن معاهدهُ مذکور،به سهولت استنباط میگردد که همهُ مواد عهد نامه به نفع انگلستان میباشد و راجع به منافع جانب افغانســتان حـتی اشارهُ دران نشده است. پس آقای علی احمد رئیس هیئت افغانی بنا برکـــدام ملحوظ آنرا امضاء نمود؟ اعضای هیئت افغانی در مورد رد چنین عــهد نــامهُ ضــد منـافع ملی چرا اقدام نکردند؟ و اگر اقدامی نموده باشند پس نتایج آن چرا چنــین بــی مایــه و مزخرف از آب درآمد؟ و یا خود سه کلمهُ مندرج در مادهُ اول معاهــده یــعنی« دولـــــت مستقله افغانستان» برای رئیس و اعضای هــیئت افــغانی کـــافی بود که متباقی مواد عهد نامه را بدون قیدو شرط بپذیرد؟ یا شاید در مــذاکـــرات وسیلهُ دیگری بکار افتیده باشد که زبان، دست و پای هـــــمه را ببست!!! قبل از عزیمت هیئت افغانی به هندستان، دستورالعمل مفصل برای رئیس هیئت اقای علی احمد داده شده بود. این دستورالعمل در چـــــندین صفحه بقلم محمود طرزی وزیر خارجهُ وقت تحریر و ازطرف مجلـــس وزراء تصویب شده وازطرف پاد شاه تائید گردیده بود. در دستورالعمــل مذکور حدود صلاحیت هیئت تعین گردیده و تصریح شده بود که « در مــــسایل مهمه اتفاق آرای تمام اعضای هیئت شرط است». بر علاوه برای هیئت دستور داده شده بود که مسایل فوق صلاحیت خود را با مرکز درمیــــان گذرارد . در دستور العمل این مطلب نیز یاد آوری گردیده بود که رئیس هیئت در بیانیهُ افتتاحیهُ خود کدام مطالب را بگـنجاند. دریـــن ار تباط در دستورالعمل مذکور چنین آمده است:« ... راجع به احــــــتمال یک جنگ آینده از چیز های بدهی نباید انکار کرد. ضرر ها و خــساره هــایــکه از یک محاربهُ وخیمه برای جانبین بظهور خواهد رسید خیلی فاجعه نــــاک است . ما نمیگوئیم که افغانستان خراب نخواهد شد بلکه میگوئیم هندستان و انگلستان را در هندستان باخود یکجادرهم وبرهم خواهد نمود. خـــــود حضرات هیئت کرام(یعنی هیئت انگلیس) به تاریخ نظر فرموده و ادراک نموده اند که گرفتن یک شهر دوشهر افغانستان در اول امرآسان است اما نگهداشتن آن مشکل وگران است... درهرآن وزمان دولت آزاد افغانستان یک استعداد و قابلیت خارق العاده یی را مالک است که در وســـــط آسیا یک تالی دولت فخیمه جاپان را درشــرق اقصی تــشکیل نــماید. چــــون دوســتی ایــن چــنین یـــک دولــتی با دلت بهیه بریتانیا در چنین اوقاتیکه استقبال در پرده تهلکه پیچیده است چــقدر مــنفعت آور خــواهد بود، پس حاصل کردن این دوستی و این قوت برای دولت فخیمه بریـــــتانیا به این حاصل میشود که بمطالبات افغانستان بنظر امعان و قبول دیده شود... در دوسه سالیکه دولت برتانیه به گــرداب ســراسیمگی جنگ خونریزانه در اروپا گرفتار بود، مردمان سرحدی به هیجــان و شــــورشی ـ که به خود شما معلوم است ـ آمده بودند، افغانستان بنا بر الـــتجا و رجـــای شـــــــما بخاموش نمودن و تسکین دادن تمام سرحدات کوشش های زیادی ورزیده کامیابی حاصل کرد و از همین فقره ثابت گردید که دولت برتــانــیه«حق نفوذ و حمایت افغانستان را بر آنها» تسلیم فــرمــوده انــد. ذاتا ً قــــرابت جنسیت و زبان و منافع هم در میان است، برسر این همه رضا و تـــوجه مردمان سرحدی نیز بدولت افغانستان خیلی از خیلی راغب و مـــــبذول است که اگر اثبات بخواهند بابراز آن پرداخته شد...». درمــاد ه شـــــشم د ستورالعمل مذکــور چــنین صــراحت وجود دارد:«چیزیکه ازان فرود آمدن نیست همانا آزادی افغانستان و بــعضی آزادی هـــا در باب ملکهای سرحدی است». در مورد اختیارات و حدود صلاحیت هیئت تحت عنوان << شرایط صلح>> چنین آمده است:« صلح ما با دولت برتانیه مبنی بر شرایط ذیل است: اول آزادی افغانستان، دوم محافظه حــقوق مــرد مـــان سرحد، سوم تادیــهُ غــرامــت حربیه بهرنامیکه باشد، در مقابل افغانستان برای عقد قراداد هایکه مخـــل استقلالش نباشد حاضر است». من نمیدانم که در متن بیانیهُ افتتاحیهُ رئیــس هیــئت افغانی آقای علی احمد خان کدام مطالب گنجانیده شده بود و در کتب تاریخ هم ازان یاد آوری نـشده و اگر در کدام اثر متن مذکور موجود باشد ، متأسفانه، بدست من نرسیده است. از جانب دیگر، وزارت خارجهُ افغانستان باگذشت تقریبا ً نود سال ازان رویداد، تاهنوز جزئیات مذاکرات راولپندی را به نشر نسپرده تا مردم از حقایق موضوع باخبر گردند. ولی از عمل کرد رئیس هیئت چنین بر می آید که هدایات مذکور بر روی کاغذ باقی مانده ومورد استفاده قــرار داه نشده است. یک مطلب دیگر نیز در ابهام باقی مانده است و آن اینست که فعالیت و عملکرد اعضای هیئت در جریان مذاکرات مشهود نیسـت یعنی اعضای هیئت بدون اینکه مسودهُ قرارداد صلح را مــطالــعه و بـــررسی بدارند با آن موافقه نموده اند. چــنین چــیزی از امــکان بـدور است زیرا هریک از اعضای هیئت مسئولیت داشتند تا در هــر قــدم بــه مـنافع ملی کشور و دساتیر داده شده بیندیشند. و یا خود دستورالعمل مذاکرات صلح راولپندی که از طرف وزارت خارجهُ افغانستان تدوین شده بود صـــرف در اختیار رئیس هیئت قرار داشت و اعضائ هیئت ازان بی خبر بــــوده است؟ به هــر صــورت اقــای عــلی احمد خان معاهدهُ صلح را برخلاف خواسته های مردم و حکومت و بــه ضـــرر منافع ملی افغانستان امضاء کرد و اختیار تعین حدود یک کشور غالب را به صلاحیت کشور مغلوب گذاشت و خود از هروقت دیگر راضی بـــه وطن عودت نمود. مسئولیت تاریخی این لغزش نه تنها بدوش رئیس هیئـــت آقای علی احمد خان است بلکه هریک از اعضای هیئت از مسئولیت بــری الـــزمه شـده نمیتواند و همه دران مسئول میباشند. رئــیس و اعــضای هــیئت در کابــــــل مورد بازپرس قراداده نشدند، صرف رئیس هیئت از طرف شاه امان الله مـورد توبیخ و عتاب قرارداده شده و در خانهُ شخصی اش نظر بند گردید. ایــن بود جزای کسیکه منافع ملی را زیرپا نموده بود!!!
دولت انگـلستان درمــذاکرات راولــپندی، در بـــــدل صلحیکه خود خواهان آن بود، شرایط ناگوار را بر دولت افغانستان غالب تحمیل کرد، ان هم بدین معنی که حق ترانزیت تسلیحات نظامی افغانـــستان را از راه هند سلب کرد، کوه «زمان چپر» که ازنگاه نظامی نقطهُ حـــاکم پنداشته میشود ومتعلق به افغانستان بود با منبع آب آنطرف تورخم را در تصرف خویش درآورد، و د رعوض یک پارچه زمین باریک، بی آب و از نگاه نظامی محکوم را به افغانستان گذاشت. به این تر تیب دولــت انگـــلستان شکست نظامی خود را با یک فتح سیاسی تلافی کرد.
دولت افغانــستان، بــعـد از قـــــــرارداد صلح راولپندی، با حکومت انگلستان در مورد یک معاهدهُ کامل بـه اساس حقوق مساوی باب مکاتبه را کشود و بعد از تبادلهُ تعداد زیاد مکاتیب بالاخره جانب انگلستان برای آغازمذاکرات موافقه کرد.حکومت افغانستان هیئت ذیل را برای مذاکرات تعین نمود: محمود طرزی رئیس هــیئت، عــبدالهادی داوی معاون رئیس هیئت، غلام محمد وزیرتجارت، دگروال دیــوان نرنجن داس، دگـــــرمن پیرمحمد خان تره خیل، غلام صــدیق خــان چــرخــی بحیث اعضاء. در ترکیب هیئت افغانی چند نفر بحیث هیئت تحریر نــیز گــنجانــــیده شد که عبارت بودند از: مرزا غلام معروف خان مـحــاسب وزارت خــارجـــه، مرزا باز محمد خان منشی وزارت خارجه و مرزا محمد نعیم خان منشی وزارت تجارت.
مذاکرات منصوری بین افغانستان و انگلستان
هیئت افغانی بروز 12 اپریل 1920 عــازم هــند برتانوی گردیده و در شهر منصوری ایالت دیره دون هــند ستان بــا هیــــئت انگلیسی داخل مذاکرات طولانی گردید. هیئت افغانی سه مطلب اساسـی را در مذاکرات ملاک عمل قرار داد که عبارت بودنداز: شناختن و تصدیق استقلال کامل افغانستان از طرف انگلستان، تجدید روابط بین دوکشور وانعقاد معاهدات تازه مبنی بر تساوی حقوق دولتین. مــذاکرات در حــدود چهار ماه را در برگرفت ولی در تمام این مدت دولت انگلستان با الــفاظ و کـــلمات بازی نموده از خواسته های اصلی و اساسی جانب افغانی طفره مـــیرفت و در عین زمان امکانات مذاکرات آینده را نیز از بین نمی برد.هیئت انگلستان میکوشید تا زمینه را چنان مساعد سازدکه شرایط خود را بــار دیــگر بر افغانستان بقبولاند. ولی چنین نشد زیرا این هیئت با هـــیئت هــای قــــبلی تفاوت کیفی داشت و در رأس آن نیزمحمود طرزی قراداشت که از جملهُ سیاستمداران نامدار کشور محــسوب مــیگردید. بالاخره هیئت افغانی در اواخر جولای همان سال بدون آنکه کـــــدام قرار داد را امضا کرده باشد عودت نموده و بروز اول اگست 1920 بــــکابل مواصلت نمود. محمود طرزی هنگام اقامت در هند با یک تعدا از شــخصیت های هندی ملاقات نموده و از مراجـــــعات مردم در مورد تأسیس مکتب علوم شرقیه و یتیم خانه به مساعدت افغانستان استقبال نموده و هم در مسجد جامع منصوری به مسلمانان هند اطمــنان داد کــه هیـــئت افغانی برای حفظ اماکن مقدسهُ اسلامی از دستبرد انگلیسها و اروپایان بـــا انگلیسها مذاکره خواهند کرد. نمایندهُ روهلکــند نیز نامهُ برای محمود طــــرزی فرستاد و و در متن آن امید واری هندو ومسلمان هندستان را به پادشاه و دولت افغانستان اظهار نموده بود.
دولت افغانستان، بدون اینکه منتظر نتــایج مـــذاکــرات بــا دولـــت انگلستان باشد، بادول مختلف جهان تماس برقرار نموده وبخاطر تأسیــس روابط سیاسی با آنها به تلاش های خودادامه داد. درنتیجه دولت شوروی که خود مصروف جنگ داخلی با گارد سفید بوده و در عرصهُ جهانی به انزوا کشانیده شده بود، بتاریخ27 مارچ 1919 اســتقلال افــــغانستان را برسمیت شناخته و برای تأسیس روابط دیپلوماتــیک آمـــادگی خـــــود را اظهار داشت. دولت افغانستان نیز به نوبهُ خویش دولت روسیهُ شــوروی را به رسمیت شناخت. بخاطــر انــکشا ف روابــط دیــپلوماتیکی، سفـــیر افغانستان بروز 10 اکتوبر به مسکو و سفیر روسیهُ شوروی بــروز 14 دسمبر سال 1919 به کابل مواصلت نمودند. بــالاخـــره بـــــــتاریخ 28 فبروری 1921 معاهدهُ دوستی بین افغانستان و روســـیهُ شــوروی بــــه امضاء رسید. دولت تر کیه که در برابر تجاوز دولت یونان به پشتیبانــی دول غربی ارخود دفاع میکرد نیز به استقلال افغانستان و تأسیس روابط دیپلوماتیکی علا قه نشان داده و معاهدهُ مودت را در مــسکو بــا ســــفیر افغانستان امضاء نمود. از جانب دیگرهیئت سفارت فوق العادهُ افغانستان بریاست محمد ولی خان در اروپا( جرمـنی، ایتالیا، فرانسه) با حسن نظر استـقـبال شده و استقلال افغانستان برسمـــیت شناخته شده بود. محمد ولی خان درین سفر بادول دوست قرارداد های بــبــست و نماینده گان سیاسی افغانی را تعین نمود. صرف دولت ایلات متحدهُ امـــریکا از استــــــقرار روابط سیاسی با افغانستان ـ مانند دولت انگـلستان ـ تعلل ورزید. ولــــــی چنین خود داری ها و بی تفاوتی هــا نــتوانــست کـــه جـــلو فعالیت های افغانستان را برای تأسیس روابط سیاسی با کشور های جهـــان سد نماید. در عوض ترکان جوان در افغانستان خدمت میکردند و مبارزیــن هـــــند چشم امید به افغانستان دوخته بودند. چــنین انکـــشاف اوضـــاع دولـــــت انگلستان را مجبور ساخت تا هیئت ســـیاسی را تحــت ریاست سر هنری دابس در ماه جنوری 1921 به افغانستان اعزام و بـاب مذاکرات را بار دیگر باز نماید.
مذاکرات کابل بین افغانستان و انگلستان:
هیئت انگلستان بروز نهم جنوری 1921 بکابل مــواصلت و یـــــک روز بعد با محمود طرزی وزیر خارجهُ افغانستان ملاقات تعارفی نموده وبعدا ً بحضور پادشاه باریاب گردید. ریاست هیئت مذکور را سرهــنری دابس بدوش داشته و اعضای آن عــــبارت بودند از: مســتر جـی پـیـپـن، دگرجنرال الیسبی، مستر ایچیــسن، وچــند نفر عـمال مستعمراتی ظاهرا ً مسلمان مانند نواب شمس شاه، خان بهادر غلام رضــا و خـــان بـــــهادر مظفر. دو نفر اخیرالذکر در مذاکرات دولتین اشتراک نداشتند. اعضـــای هیئت افغانی دریــن مـــذاکرات عــبارت بودنــد از: محمود طرزی وزیر خارجه(رئیس)، سردار عبدالرحمن خان مستشار وزارت خارجه، شجاع دوله خان امین العسس، جنرال شاه ولی خان، غلام محـــمد خـــان وزیـر تجارت، مرزا میرهاشم خان امین نظام و عبدالهادی خان داوی مــامـــور سرحدات.
یک مطلب را ناگفته نباید گذاشت که در همین مقطع زمانی، یعــنی مواصلت هیئت انگلستان به کابل، یک هیئت بزرگ 420 نفری از مردم سرحدات آزاد( آن سوی «خط دیورند» ) نیزبه کابل رســـید. در بــیــــن اعضای هیئت مذکور ملا عبدالخالق پسر مبارز نامدار راه آزادی محمود آخند زاده، ملا سید اکبرخان و شهزاده فضل الدین پسرملا پیونده قهرمان مرحوم وجود داشتند. هیئت مذکور بدین خاطر به کابل آمـــده بـــود که با پادشاه و حکومت افغانستان راجع به سرنوشت ولایات خود که هـنوز هم با انگلستان درحال جنگ بودند مذاکره نماید. اعضای هــیــئت مذکور از دولت افغانستان تقاضا داشت تا «خط دیو رند» لغو گردیده و ســــرزمین های آن سوی خط منحوس دیورند به قلمرو افغانستان مجددا ً انضــــــمام یابد. اعضای هیئت همچنان برای حکومت افــغانستان اطـــلاع داد کـــــه مردمان سرتاسر سرحدات آزاد برای یک جنگ دیگرآمادگی کامل دارند.
مذاکرات بین هیئت های افغانستان وانگلستان در کابل آغاز گردیـــد ومدت یازده ماه بطول انجامید. علت آن هم این بود که مطالبات طرفـــین برای هریک ازجوانب غیر قابل قبول بودند. بطورمثال، دولت افغانستان برحد اقل آزادی سرزمین هــای اشـــغالی( آن ســـوی «خــــط دیورند») پافشاری میکرد ولی جانب انگلستان این مطالبه را غــیر قــابل قـــــــبول میپنداشت. در مــقابل دولـــت انگــلستان استـقرار روابط بین افغانستان و بریتانیا را مشروط بر اتخاذ سیاست دوستی یک جانبه افغانستان نسبت به دولت انگلستان میدانست یعنی دولت افغانستان را بـــــه اجتناب از روابط دوستانه با دولت روسیهُ شوروی فرامیخواند. انگلیس هـــا میــخواستند تا طبق سابق سیاست خارجی افغانستان را در دست خود گیرد. ولــی دولت افغانستان هرگز حاضر نبود که با چنین خواسته های جانب انگلــــــستان جواب مثبت دهد. هیئت افغانی در طـــول مــذاکرات دوبـــار مسوده های جدیدی را پیشنهاد کرد ولی از جانب هیئت انگلستان غیر قــابل قــــــبول خوانده شدند . باچنین موقف های جانبین مذاکرات به بن وبست رسیــد و احتمال قطع مذاکرات متصور گردید.
در همین مقطع زمانی که مذاکرات بین انگلستان و افـغانستان در کابل جریان داشت، هیئت سفارت فوق العاده افغانستان بریــــــاست محمد ولی خان به لندن رسید. دولت انگلستان مذاکره با هیئت افــغانی را بـــــه «وزیرهند» محول نمود. محمد ولی خان مذاکرات با دولت انگــلستان را ازطریق «وزیرهند» نپذیرفت و گفت که مذاکرات هیئت افغانی بــایــــــد مستـقیما با وزارت خارجهُ انگلستان صورت گیرد و درعکس حال لندن را بدون مذاکرات ترک خواهد کرد. لارد کرزن وزیر خارجهُ انگلستــان مجبورشد تا شخصا ًبا هیئت افغانی به مذاکرات بپردازد. محمد ولی خان رئیس هیت افغانی چنین برخورد سرد لارد کرزن را به دولت افغانستان خبر داد. محمود طرزی وزیر خارجهُ افغانستان نـــامهُ شــد یدالحـــنی را عنوانی سرهنری دابس بنوشت و حرف آخر نام دابس را عامدا ً از نامه خذف نمود و درسرخط نامهُ خود اینطور نـــوشت: جــــــناب داب. هیئت انگلستان این حذف آخر نام دابس را یک اهانت تلقی کرده و سخـــــــــت برنجید و تقاضای استرداد آنرا نمود. محمود طرزی به تــقاضـــای هیئت انگلستان جواب مثبت داده و نامهُ خود را پس گرفت. انگلیسها کـه جدیت هیئت افغانی را در مذاکرات کابل بعد از گذشت زمان نسبتا ً طــــــولانی احساس کرد و از جانب دیگر انگـــلیسها کـــه مالک هنــد ستان بـــودند، نمیخواستند که خلایی در افغانستان باقی گذارند، برای عقد یک معاهده با افغانستان آمادگی ابراز داشته و دربعضی موارد نرمش و گــذ شت را از خود نشان دادند. بالاخره معاهدهُ ذیل بین افغانستان وانگلستان عقد گردید:
معاهده فیمابین دولت علیه افغانستان و دولت بهیه برتانیه تمهید
دولتین علیتین برتانیه و افغانستان نظر به ایــنکه فــیمابین خود شان مناسبات همسایگی را قایم نمایند مواد مندرجه ذیل را قــبول نــموده اند و زیر آن امضاء کنندگان مهر های خودشانرا که دران باب اختــیار کــامل دارند ثبت نموده اند:
ماده 1ــ دولتین علیتین برتانیه و افغانستان بالمقابل تمامــــی حــقوق استقلال داخلی وخــارجــی یکد یگرخــودشــا نرا تصد یق نــموده محترم میشمارند.
ماده2ــ دولتین علیتین عاقدین بالمقابل سرحد افغانستان و هندستان را بطوریکه دولت علیه افغانستان بموجب ماده پنجم عهد نامهُ که بتــــــاریخ 8 ـ اگست 1919 عیسوی مطابق 11 ذیقعده الحرام 1337 هــــجری در راولپندی انعقاد یافته است، قبول کرده بود قبول مینماید و نیز حــــدی راکه بطرف مغرب خیبر کمسیون دولت بهیه برتانیه در ماهای اگسـت و سپتمبر 1919 عیسوی بموجب ماده مذکوره مقرر کرده بود و در نــقشهُ که بایــنعهد نامه ملحــق میــبا شد بخط زنجیرهُ سیاه نشان داده شده است، قبول مینمایند. مگر فقط باستـثـنا چنانــچه کـه در ضمیمهُ ملحقه نمبر اول بیان شده است خط مذکور مجددا ً تبدیل کرده شود، و این خط جدید برای این قبول کرده شده است که مقامیکه معروف به تورخم میباشـد و تمام تهُ رود کابل که فیمابین شلمان خله باند و پلوسی مــیبا شـــد داخـــل حــــدود افغانستان شامل کرده شود، و خط مذکور در نقـــشه بخـــط زنجیرهُ سرخ نشان داده شده است. و دولت بهیه برتانیه اتفاق مینماید کــــه به مامورین افغانی اجازه داده خواهد شد که به ذریعهُ پایپ یعنی لولهُ کــه آنــرا برای استعمال اتباع افغانی مقیم تورخم دولت بهیه برتانیه از لندی خانــــه مهیا خواهد نمود، بمقدارهای معقول آب حاصل نمایند، ودولت علیه افغانستان اتفاق مینماید که صــاحب منــصبهای برتانوب را و اقوامی را که بطرف سرحد برتانوی سکنی دارند اجازه داده خواهد شد که بدون سد یا ممانعت حصهُ مذکوره فوق رود کابل را برای مقاصد کشتی رانی استعمال نمایند و تمام حقوق موجودهُ آب پاشـــی از حـــصهُ مذکورهُ فوق رود مذکور به اتباع دولت بهیهُ برتانیه جاری خواهد ماند.
ماده 3 ــ دولت بهیه برتانیه اتفاق میـــنماید که یکنفر وزیر مختار را از جانب اعلیحضرت پاد شاه افغانستان بدربار شاهی لندن مطابق سفرای همه دول قبول نماید و برای اقامه سفارت افغانستان در لند ن اجازه دهد، کذالک دولت علیهُ افغانستان اتفاق مینماید که یک نفر وزیر مخـتار را از جانب اعلیحضرت پادشاه انگلستان و امپراتور هندستان در کــابل قـــبول نماید د برای اقامه سفارت دولت بهیهُ برتانیه درکابل اجازه بدهد. هریک از دولتین دارای اینحق خواهد بود که یــــک نــفراتاشی نظــامی را بــه سفارت خود مامور نماید.
ماده 4 ــ دولت علیهُ افغانستان برای اقــامه قونسلگری های برتانوی در قندهار و جلال آباد اتفاق مینماید. و دولــــــت بهیهُ برتانیه برای اقامه یکنفر جنرال قونسل افغانستان در مرکز حکومــت عالــیه هنــد و سه نفر قونسلگریهای افغانستان در کلکته و کرچی و بمبی اتفاق مینمـــــــاید. در صورتیکه دولت علیهُ افغانستان در یک وقت خواسته باشد که صـــــاحب منصبهای قونسلی را غیر از هندوستان داخل دیگر ممالک بـــرتـــانــوی مامور نماید یک معاهـده علیحده برای شرایط اینگونه ماموریت ها مرتب کرده خواهد شد بشرطــیکه دولــت بهیهُ برتانیه ماموریت های مذکور را منظور نماید.
ماده 5 ــ دولتین علیتین عاقدین بالــمقابل در بـاب سلامتی شخصی و سلوک محترمانه در حق نمایندگان یکدیگر خواه وزیرمختار باشـــد خواه جنرال قونسل و قونسلها باشد داخل حدود خود تامین مینمایند و اتفـــــــاق مینمایند که نمایندگان مذکور دراجرای فرایض خود تابع شرایطی خواهند بود که در ضمیمهُ ثـانی که باین عهد نامه ملحق میباشد اظهار داشته شده اشت. مزید برآن دولــت بهیهُ بــرتانیه اتــفاق میـنمایند که بوزیر مختار و جنرال قونسل وقــونســلهای افــغانـستان داخـــل حـــدود مملکتی که داخل آنها مجازمیباشند که سکونت اختیارنمایند یا فـرایض خودشانرا ادا نـمایند باوجود شــرایط مــند رجه ضـــمیمه مــذکورحقوقی داده خواهد شــد واز رعا یاتی متمتع خواهند شد که وزیر مختار و جنرال قونسل و قونسلهای دولت دیــگر در مـمالکی که در آنجا محل سکونت وزیر مختار و جنرال قونسل و قونسل های مذکورافغانستان معین کرده میشود فی الحال دارای آنحقوق میباشند و از آن رعایت متمتع میشوند و یــــا بــعد ازیــن حــقوق مذکور اعطا کرده شود و ازان رعایات متمتع گردند و کـــــــذالک دولت علیه افغانستان اتفاق مینماید که بوزیر مختار و قونساهای برتــانیه داخل حدود مملکتی که داخل آن آنها مجاز میباشند که سکونت اختیار نمایند یا فرایض خودشانرا ادانمایند با وجود شرایط مندرجه ضــمــیمه مـــــذکوره حقوق داده خواهد شد و از رعایاتی متمتع خواهند شد که وزیر مختار یا قونسلهای دولت دیگری در ممالکی که درآنجا محل سکونت وزیر مختار و قونسلهای مذکور برتانوی معین کرده میشود فی الحال دارای آن حقوق میباشند و ازان رعایت متمتع میشوند و یا بـــعد ازین حقوق مذکور اعطا کرده شود و ازان رعایات متمتع گردند.
ماده 6 ــ چون قوی ومرفه الحال بودن دولت عــلیهُ افغانستان برای دولت بهیهُ برتانیه و دولت علیهُ افغانستان منفعت آور میــــــباشد بنا بران دولت بهیهُ برتانیه اتفاق مینماید که هر آنقدر چیز هایکه از لوازمات قوت ورفاهیت افغانستان میباشد مانند هرگونه فابریکه ها و ماشیــن ها و آلات و ادوات تلگراف و تلفون و غیره که افغانستان خواه از برتانــــیه و خواه از مستملکات برتانوی و خواه از دیگر ممالک دنیا خریداری کرده بتواند افغانستان عموما بدون سد یا ممانعت از بندر های جزایر برتــانــــــوی و هندوستان برتانوی گذرانیده داخل خاک خودش خواهد نمود، و کذالـــــک دولت علیهُ افغانستان اتفاق مینماید که هر گونه اشیایکه خارج کـــردن آن خلاف قانون داخلی دولت علیه افغانستان نباشد و به نــظر دولــت علـــیه افغانستان اضافه از لوازمات و ضروریات داخله افغانستان باشد و دولت بهیه برتانیه بکار داشته باشد باجــازه دولــت افـــغانستان خـریداری کرده بهندوستان برده میتواند. در خصوص اسلحه و جبخانه دولت بهیهُ برتانیه اتفاق مینماید که تازمانیکه دولت موصوفه یقین داشته باشد که نیات دولت علیهُ افغانستان دوستانه میباشد و بــرای هــندوستان هــیچ خـــطرهُ فوری ازینگونه ادخال در افغانستان نمیباشد، برای اینچنین ادخال بــدون ســد یا ممانعت اجازه داده خواهد شد. لیکن اگر بعد ازین معاهده تجارت اسلــحه از دول معظمهُ دنیا تصدیق کرده شود و در معرض اجرا درآید، حــــــق دولت علیه افغانستان برای ادخال اسلحه و جبخانه تابع اینشرایط خواهـــد بود که دولت علیهُ افغانستان باید اولا ً معاهده تجارت اسلحه را امــــضاء نموده باشد، و اینگونه ادخال فقط مطابق شرایط معاهدهُ مذکوره کــــــرده شود، اگرمعاهدهُ تجارت اسلحه تصدیق کرده نشود یامنقضی گردد، دولت علیهُ افغانستان بشرط اطمنان فوق وقتا فوقتا اسلحه و جبخانه مـــذکور را از بندر های برتانیه و هندوستان برتانوی گذرانیده داخل خاک خـــــودش میتواند که نماید.
ماده 7 ــ هــر مالـیکه بموجب شرایط ماده 6 ــ منجانب دولت علیه افغانستان وارد کرده شود بــرای اینکه فورا به افغانستان حمل کرده شود هیچ حق گمرک در بندر های هــندوستان بــرتانــوی گرفته نخواهد شـــد مشروط برینکه تصدیق نامچه بامضای ماموریا نمایندهُ افغانی که وقـــــتا فوقتا از جانب دولتین علیتین معین کرده شود و در آن بیان کرده شود که مال مذکور مال دولت علیه افغانستان میباشد و بموجب فــرمـــایش دولت موصوفه به افغانستان فرستاده میشود مندرج باشد، و نیز درآن تــــفصیل وتعداد و قیمت مالیکه در خصوص آن معافی محصول خواسته مــــیشود مندرج باشد دروقت ورود مال بصاحب منصب بزرگ گمرک در بــــندر ورود تقدیم کرده شود. ثانیا مشروط براینکه مال مذکور برای کار هـــای عامهُ افغانستان لازم میباشد، و نه برای مقاصد هیچ انحصار دولــتی یـــا تجارت دولتی، و ثالثا مشروط براینکه مال مذکور از راه هـــندوستان در بسته های ممهور که قبل از خروج از هندوستان باز کرده تقـــــسیم نشده باشد حمل کرده شود مگر اینکه مال مذکور از قسم مالی میـــباشد کــــــه بطور واضح قابل شناخت باشد. و نیز دولت بهیهُ برتانیه اتفاق مینماید که که در خصوص تمام تجارتی که در بندرات برتانوی وارد هنــــــدوستان کرده شود برای اینکه مجددا به افغانستان خارج کـــرده شـــــود و از راه هایکه فیمابین دولتین علیتین قرار داه شود به افغانستان حمل کـــرده شود مبلغ کامل محصول گمرک را که برای چنین مال گرفته شده باشــد بوقت و در محل خروج واپس داده شود مشروط بر اینکه اینچنین مـــال از راه هندوستان در بسته های ممهور که قبل از خروج آن از هندوستـــــان باز کرده و یا تقسیم نشده باشد حمل کرده شود. و نیز دولـــت بهـــــیهُ برتانیه اظهار مینماید که در حال اراده ندارد که بر مال و حیوانات کـه اصلا از افغانستان باشد یا در افغانستان ساخته شده باشد و از راه خشکی و یا نهر به هندوستان وارد کرده شود یا ازافغانستان براه هندوستان بدیگر ممالک دنیا خارج کرده شود و دخول آن قـــانونا در هندوستان ممنوع نباشد هیچ محصول گمرک گرفته نمیشود، لیکن در صــورتیکه دولــت بهیهُ برتانیه درآینده فیصله نماید که بر مال و حیواناتیکه از راه خشکی و یـــا نهر از دول همجوار به هندوستان وارد کرده شود محصول گمرک گرفته شود، دولت موصوفه میتواند که بر مالیکه از افغانستان وارد کرده شود انگونه محصول بگیرد، لیکن در آنصورت دولت موصوفه اتـــفاق مــــینماید که برمالیکه از افغانستان وارد کرده شود محصول بیشتر از محصولیکه بر مال دول همجوار مذکور فوق گرفته شود نخواهد گرفت، هیچ چـــــــیزی درین ماده از گرفتن محصول حالیهُ خیبر بر مالیکه از افــــغانستان وارد کرده میشود ، و از گرفتن محصول چنگی در هیچ شهر هنـــــدوستان که درآن محصول چنگی گرفته میشود یا بعد ازین گرفته شود، مانع نخواهد گردید مشروط براینکه بر شرح محصول موجودهُ خــیبر هـــــیچ اضافه کرده نخواهد شد.
ماده 8 ــ دولت بهیهُ برتانیه اتـفاق مینماید که وکیل التجار دولــــــت علیهُ افغانستان در پشاور و کوته وپاره چنار قایم شود مشروط برایــــنکه مستخدمین و اموال تجارتخانه های مذکور تابع عملیات تـــمام قـــوانین و حکام دولت بهیهُ برتانیه و تابع اختیارات محکمه های دولت بهیهُ برتانیه خواهند بود و حکام دولت بهیهُ برتانیه آنها را نخواهند شناخت که دارای هیچ حالت رسمی و یا استحقاقی خاص میباشند.
ماده 9 ــ مال های تجارتی کــه مــطابق شـــــرایط مادهُ هفتم از اروپا وغیره به افغانستان بیاید، در منتهای راه آهن جمرود وکرم و چمن برای بستن و تر تیب کردن برابر قوت حیوانات نقلیه بـــاز میـــتوانند بی اینکه تجدید گمرک شود، و صورت اجرای این را نمایندگاه تجــــــارتی که در مادهُ 12 مندرج است قرار خواهند داد .
ماده 10 ــ دولتین علیتین عاقدین اتفاق مینمایند کـــه بـــرای تـــبادلهُ اشیای داگ(*) فیمابین مملکتین خود شان هرگونه تسهیلات فراهم نمــایند مشروط بر اینکه هیچ یک از طرفین مجاز نخواهد بود که داخل خــــاک یکدیگر داگخانه ها قایم نمایند، برای تعمیل این ماده یک معاهـــــدهُ پستی علیحده انعقاد خواهد یافت و برای مرتب نمودن آن تعـــداد از صاحـــــب منصب های مخصوص که دولت علیهُ افغانستان مامور نماید با صاحــب منصب های دولت برتانیه جمع آمده مشورت خواهند نمود.
ماده 11 ــ هر یک از دولتین علیتین عاقدین خود شانرا بالمـــقابل در خصوص حسن نیت دیگر و مخصوصا ً در باب نیات خیر اندیــشانـــــــه خودشان نسبت به اقوامیکه متصل حدود خودشان سکنی دارند مطمـــــئن نموده و از روی این ماده تعهد مینایند در آتیه از عملیات نظامی که زیاد اهمیت داشته باشد برای برقراری نظم در میان اقوام سرحدی کــــه داخل دائره های خودشان سکنی دارند لازم بنظر بیاید، قبل از آنــکه ایـــنگونه عملیات شروع کرده شود یکدیگر را مطلع خواهند نمود.
ماد 12 ــ دولتین علیتین عاقدین اتفاق مینمایند که نماینده های دولـــت علیهُ افغانستان و دولت بهیهُ برتانیه مامور کرده خواهند شد که در بـــاب انعقاد یک قرارداد تجارتی مذاکره نمایند، قراردادمذکوراولا درخصوص تدابیری خواهد بود که برای اجرای مقاصد مندرجهُ مادهُ نهم عهد نامـــــه هذا لازم باشد. ثانیا در باب موادیکه درین عهد نامه هنوزذکر نیافته باشد و برای منافع دولتین مناسب به نظر بیایدقرار خواهند داد، و علاقه جات تجارتی فیمابین دولتین تا قراردادتجارتی مذکور جاری خواهد بود.
ماده 13 ــ دولتین علتین معاهد ین اتفاق مینمایند که ضمیمه های نمبـر یک و نمبر 2 که به انضمام معاهده نامه هذا مربوط اســـــــت بمثـل ماده های متن معاهده هذا حق قانونی دارند.
ماده 14 ــ شرایط عهد نامه هذا از تاریخ امضا شدن آن اجــرا پــــذیر میگردد، و از تاریخ مذکور تا ظرف سه سال نافـــــذ خـــواهد مـــاند، در صورتیکه هیچ یک از دولتین علیتین عاقدین 12 ماه قبل از انقضای سه سال مذکوره فوق ازین اراده اطلاع ندهد که عهد نامــه را بـــه اخــتـــتام میرساند، عهد نامه هذا از یومیکه یکی از دولتین علیتین عاقدین آنـرا رد نماید تا انقضای یکسال واجب التعجیل خواهد ماند، و معاهده هذا بــعد ار امضای مشن های طرفین اجرا میشود، و در دونیم ماه بعـــد از امضـــــا صورتهای تصدیق شدهُ آن در کابل تعاطی میشود.
المرقوم 22 نومبر 1921 عیسوی مطابق 30 عقرب 1300 شمسی.
امضای: محمود طرزی وزیر خارجه افـــغانستان و سر هنری دابس رئیس مشن انگلستان.
برعـــلاوهُ مـــعاهدهُ مذکور، سرهنری دابس رئیس هیئت انگلستان مکتوب رسمی را عنـــوانی محــمود طــرزی وزیر خارجهُ افغانستان در مورد مصئونیت سرحدات آزاد افغانی ارسال داشت کــه مـــتن آن چنــین است: « جناب جلالتماب مشفق مهربان دوستان سردار اعلی محمودبیک خان طرزی وزیر امور خارجیه دولت علیهُ مستقلهُ افغانستان زاد مودته. چون احوال اقوام ســرحــدی هــر دو دولتـــین، ســبب اندیشهُ دولت علیهُ افغانستان است، دوستدار آنمشفق مهربان را مطلع مـــیداریم کـــه دولــت برتانیه خیالات نیک نیتی به تمام اقوام سرحد دارد، و بهر طریق نـــــیت دارد که رفتار مروتانه با ایشان میکند، مـــشروط بـــرینکه از چـــــپاوها برخلاف اتباع برتانیه دست بردار شوند. امید است که این مکتوب باعث تسلی و اطمنان خاطر آنمشفق مهربان باشد. (امضای سرهنری دابس) المرقوم 22 نومبر1921عیسوی مطابق30عقرب1300شمسی.»(**)
متن معاهده نشامیدهد که استقلال افغانستان تأمین گردیــد، ولی مسئلهُ سرزمین هـــای اشـــغالی آن ســـــوی «خط دیورند» وخود «خط دیورند» بحال خود باقی ماند ومشکلات نـاشی ازین معضله حل نگردید. ازیکسو دولت افغانستان و مردم آن ســوی «خـط دیورند» از فــــــیصله ناراض بودند، و از سوی دیگر دولت انگلستان نیز قرارداد مـــــذکور را خلاف منافع خود تلقی کرده و مورد پسند آن نبود. لهذا کـــشید گــــــی و انزجاردایمی بین دولت های انگلستان و افغانستان باقی ماند. انگلیس هــا بخاطر تسلط کامل بر مردم آنسوی «خط دیورند» به عــملیات نـــظامــی دست زده و مدت های مدید دران سرزمین جنگ ادامه داشت. بـــرعلاوه انگلیسها برای قطع کامل مناسبات مادی و معنوی بین افغانستان ومـــــرم آنسوی «خط دیورند» به فعالیت وسیع در داخل افغانستان اقدام نـمود. از جانب دیگر ، دولت انگلستان گرچه معاهدهُ کابل را امضاء نمود ولــــــی آنرا به پارلمان انگلستان ارایه نداشته و منـــتظر انـــکشاف حــــوادث در منطقه و فرصت لازم باقی ماند. نمایندگان مردم آن سوی «خط دیورند» که به کابل آمده بودند، نیزازمــوافقهُ حکومت افغانستان با «خط دیورند» متأثر و رنجیده خاطر گشتند. بـــا وجـــود آن هــم نمایــند گان مـذکورمی خواستند که با شاه امان الله ملاقات کنند ولی این آرزوی ایشان بــرآورده نشد. در صفحه 783 کتاب «افغانستان در مسیر تاریخ» درین رابـــــطه چنین آمده است:« ... بعضی مشاورین شاه بنام حفظ ظاهــر و رعــــایت مذاکرات با انگلیسها، مشوره دادند که شاه از دیدن مستقیم با نمایــندگـــان سرحدات آزاد که در کابل بودند اجتناب نماید تا سبب اشتــباه انـگلیسها و اخلال مذاکرات جاریه بین دولتین نگردد. البته اینگونه مشوره ها بجز از تولید اشتباه بین دولت افغانستان و سرحدی ها و شگافتن جــــبهه داخلی ـ درمقابل انگلیس ـ نتیجه دیگری نداشت.» یک تعداد شخــصیــت هـــــای خیرخواه و آگاه از اوضاع داخلی مانند فضل محمد مجددی، فضل عمـــر مجددی، حاجی عبدالرزاق آخندزاده وغیره کوشیدند تازمینهُ ملاقات پـــاد شاه با نمایندگان مردم آن سوی «خط دیورند» را هــیا ســـازد ولی همهُ تلاش های آنها بی نتیجه ماند. نمایندگان مذکور بالاخره با خاطر رنجیده و تأثر فراوان به اوطان شان مراجعت نــموده ولــی از مـــبارزه بر ضد انگلیس دست نکشیدند. بطور مثال، مردمان ســــرحـــدات آزاد ازســــال 1919 یعنی اعلام استقلال افغانستان و جنگ استقلال تا امضای معاهدهُ کابل پنجصد بار بالای انگلیسها به حملات دست زده کــه در طـــــــی آن صدها نفر از انگلیسها کشته و بیش از پنجصد نفر انگلیس به اســــــارت افغانهای آن سوی سرحد درآمدند. انگلیس ها با استفاده از توپ های دور منزل و طیارات نظامی محلات مسکون ایشان را به شـــدت بمـــــباران نموده و هزاران نفر بی گناه را به کام مر گ فرستادند. دولت انگلستان تحت شعار«پیشروی معتدل»خون هزاران انسان آزادی خواه را برزمین ریخت وجنابات بیشماری را مرتکب گردید. دولت افغانستان از مبارزین آن سوی «خط دیورند» پشتیبانی نموده و علایق جدی ملی خودرا با آنها حفظ مینمود. مطبوعات کشور نیز بانشر مقالات از آزادی آنـــها دفـــــاع میکردند. شاه امان الله در 1923 از سرحدات شرقی کشور دیدن نــموده و جرگهُ بزرگی را به شمول نمایندگان سرحـــدات آزاد در جـــلال آبـــاد فراخواند و مسئلهُ آزادی مردمان آن ســــوی «خــــط دیورند» را مطرح ساخت و همچنان کمک های مادی را در اختیار آنـــها گذاشت. در نتیجه مبارزات مردم آن سوی سرحد شدت یافته و باعــث تــشویــش دولـــــــت انگلستان گردید. همین بود که سلسلهُ اعتراض های انگلستان علیه دولــت افغانستان آغاز گردید. انگلیسها می خواستند که دولت افغانستان روابـــط خود را با ولایات سرحد آزاد قطع کند . امـــا حـــکومـــت افــغانستان از نگهداشت سیاست ملی منحرف نشد و مناسبات خودرا با سرحـــدات آزاد طبق سابق حفظ نمود. دولت انگلستان که چنین دیـــد در ســــــال 1924 دسیسهُ را به کمک ارتجاع داخلی و آنهایکه الحاق سرزمیــنهای آن سوی «خط دیورند» را به افغانستان نمی خواستند، در ولایت پکـــــتیا سازمان داد. در رأس این توطیه شخص مجهول الهویه هندوستانی بنام عبدالکریم بچه خواندهُ امیر محمد یعقوب خان قرار داده شد. حکومت افـــغانســــتان مصروف ریشه کن ساختن و دفع این معضلهُ داخلی شده و کـــمک بـــــه مبارزین آن سوی سرحد مؤ قتا ً معطل گردید. دولت انگلستان میخواست ازین چانس استفاده بدارد ولی چنین نشد، زیراهمینکه حکومت افغانستان از حل و فصل معضلهُ داخلی فارغ گردیــد، بـــدون ضیاع وقت به کمک مردمان آن سوی سرحد شتافت و پلان ها ی دولــت انگلیس نقش بر آب شد . شاه امان الله در زمان مسافرت خود به انگلـــــستان در سال 1928 موضوع آزادی مردمان آن سوی «خط دیورند» و ســــــند رسمی دابس را مطرح و سیاست پیشروی انگلستان را محکوم نمود و موقف حکومت افغانستان را درین رابطه واضحاً ابراز داشت.
بر رسی مختصر معاهدهُ 1921 کابل:
دست آورد های معاهدهُ مذکور عبارت بودند از اعـــادهُ استــــــقلال افغنستان، موافقه در مورد تبادلهُ سفرا و افتتاح قونسلگری های افغانستان و انگلستان در قلمرو ایشان، تأمین امنیت نمایندگان افغانستان و انگلستان در قلمرو هردو کشور، حق ترانزیت آزاد اموال دولـــتی و تــــجارتی از طریق بنادر هند برتانوی، موافقهُ تبادلهُ پوستی و توافق در مـــورد انعقاد جداگانهُ معاهدهُ تجارتی. اما مسئلهُ اساسی یعنی سرنوشت مردمــــــان آن سوی «سرحد دیورند» حل ناشده باقی ماند. دران مــقطع زمــانی کــــــه مذاکرات بین دولت افغانستان و دولت انگلستان در کابل جـــــــریاداشت، هیئت فوق العادهُ افغانستان بریاست محمد ولی خان ازکشور هــــای زیاد اروپایی بازدید نموده، قرارد های را باآنها ببست و نمایندگان سیـــــــاسی افغانستان را دران کشور ها تعین نموده بود تا بالاخره هیئت مــــذکور به انگلستان نیز مواصلت و با وزیر خارجهُ آنکشور به مذاکرات پرداخت. اگردولت افغانستان استقلال افغانستان رامیخواست ، این مامول در میدان جنگ برآورده شده ومعاهدهُ صلح راولپندی بران مهر تائید گـــذاشت. از جانب دیگر، بستن معاهدات با کشور های اروپایی و تعین نمایــند گــــان سیاسی افغانستان دران کشور ها خود به معنی برسمیت شناختن استـقلال افغانستان بود . پس عقب نشینی حـــکومت افــغانستان و شــخص شاه در برابر خواسته های انگلستان چه معنی داشت؟ ایا دولت مردان افغانستان از یک جنگ دیگر با انگلستان در هراس بودند؟ ایا آنها نمیدانســـــتند که معضلهُ سرزمین های اشغالی آن سوی «خط دیورند» همین اکنــون باید حل وفصل گردد وحکمروایی ناروای انگلیسها بریک کتله بزرگ افغانها همین امروز باید برچیده شود؟ از پیشنهاد عاجل انگلیسها برای مــــتارکه درسال1919 چنین بر می آید که انگلیسها هرگز مایل نـــبودند تـــا بــار دیگر با دولت افغانستان از طریق نظامی در گیر شود. از جانب دیــــگر همه افغانهای آن سوی سرحد تحمیلی برای یک جنگ دیگر آمادگی کامل داشتند و حتی در حال جنگ با انگلیسها بودند. دولت افغانستان باید ایـــن حقایق را میدانست و آنرا رهنمای عمل خود قرار میداد . از قــــرایــــن چنین بر می آید که دولت مردان افغانستان نه این را میدانستند و نه آنرا. اگر حکومت افغانستان توانست که مادهُ دوم قـــرارداد صــــلح راولپندی، درمورد سلب حق ترانزیت ، را ملغی قرارداده و باردیگر حق ترانزیت را بدست آورد ، پس امکان آن وجود داشت تا مواد دیـــگر قـــــــرارداد راولپندی به شمول خط منحوس دیورند مورد تجدی نظر قرارداده شــده و آنرا حل و فصل نماید. پس چنین نتیجه باید گرفت که مشاورین ناقابــل و مشکوک شاه و حکومت در تصمیم گـــیری نــقش اســاسی داشتند. این مشاروین که شاه امان الله را از ملاقات با نمایندگان مردمان به اصطلاح سرحد آزاد منع مینمودند در حقیقت دشمن وحدت کامل ارضی افغانستان بوده و در سر اهداف کاملا ً جداگانه میپرورانیدند و یا شایــد بـــــرداشت های اتنیکی ایشان رهنمای عمل ایشان بوده باشد. بـــه هـــر صـــورت ، عوامل این لغزش حکومت و در بار هرچـــه بــوده باشد بــوده، اما نتایج اسفبار آن تا امروز، باگذشت نزدیک بـــه یـــک قــرن، دامنــــگیر مردم بلاکشیده و رنجدیدهُ افغانستان است. یک مطلب دیگر نیز قابل تأمل است و آن هم اینکه معاهدهُ مذکور برای سه سال قابل اعتبار بود، وطبق حکم مادهُ چهاردهم با گذشت مدت مذکور و یا 12 ماه قــبل از انقضای مدت مذکور شده می توانست که مؤثریت حقوقی معاهدهُ کــابل اخــتــــتام یافته اعلام شده و برای عقد یک معاهدهُ جدید اقدام گردد. ولی ایــن کــــار هم صورت نگرفته که علت آن باز هم شاید همان مشاورین شاه و حــکومت بوده باشد!!!
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
(*) ــ درسابق خدمات پوستی را «داگ» مینامیدند.
(**) ــ صفحه 779 ــ 782 کتاب افغانستان در مسیر تاریخ
پیوند های گذشته :
|
برای دستیابی به نوشته های گذشته روی بخش های ذیل کلیک کنید | ||||
|
|
|
|
||
|
|
|
|||
|
|
|
|||
|
|
|
|||
|
|
|
|||
|
|
|
|||
|
|
|
|||
|
|
|
| ||
|
|
|
|
|
|
