تبليغاتX
= =

روشنایی رسانهء آزاد که درون مایه آنرا ( فرهنگ، علوم، سیاست و اطلاعات) تشکیل میدهد






پارادوكس بحران در افغانستان‌ - اكونوميست‌ (‌مترجم: آرش ميري‌خاني‌ ) 

پارادوكس بحران در افغانستان‌
 

تاريخ خبر: 1387/3/19

‌منبع : اكونوميست‌

 ‌مترجم :  آرش ميري‌خاني‌

 

اشاره :

پس از حادثه تروريستي يازدهم سپتامبر، آمريكا در يك لشكركشي گسترده و باحمايت نيروهاي ناتو، حمله‌اي همه‌جانبه را به مواضع گروه طالبان كه در آن زمان، قدرت را در افغانستان در دست داشتند، آغاز كرد. حمله‌اي كه سرنوشت آن پيش از آغاز، معلوم بود. مواضع طالبان يكي پس از ديگري توسط نيروهاي ائتلاف درهم كوبيده مي‌‌شد، تا پس از گذشت چند هفته، افغانستان به اشغال نيروهاي ائتلاف به سرگردگي آمريكا درآمد.

در روزهاي اوليه پس از اشغال، محافل سياسي آمريكا و متحدانش به همراه دستگاه‌هاي تبليغاتي‌شان، سعي كردند كه اين جنگ را به عنوان جنگي عليه تروريسم و ريشه‌كني آن، جلوه دهند. اين ادعاي آنها ديري نپاييد و پس از گذشت چند ماه، حملات شبه‌نظاميان طالبان عليه مواضع نيروهاي غربي، آغاز شد. شهرها و روستاها يكي پس از ديگري به تصرف نيروهاي طالبان درمي‌آمد. اين مساله باعث شد تا آمريكا با فشار وارد كردن بر نيروهاي ناتو، سعي كند تا كنترل اوضاع را به دست گيرد. حملات پي‌درپي نيروهاي ائتلاف عليه طالبان، باعث تحميل تلفات سنگيني به نيروهاي ناتو و آمريكا شد كه اين موضوع خشم بسياري از مردم جهان را برانگيخت. به هرحال پس ‌از گذشت مدتي، اوضاع در افغانستان به صورت تقريبي به كنترل نيروهاي ائتلاف درآمد، اما درگيري‌هاي پراكنده، نشان از ادامه تنفس رزمي طالبان در افغانستان دارد.
در اين ميان حامد کرزی كه پس از انتخابات سال 2004 ميلادي به قدرت رسيد، سعي كرد كه به گونه‌اي به هرج و مرج‌هاي موجود در كشور پايان دهد، اما سعي و تلاش‌هاي وي موثر واقع نشد.

بسياري براين باورند كه کرزی به علت بي‌كفايتي، لايق زمامداري افغانستان نيست، اما در اين ميان عده‌اي ديگر نظري متفاوت را بيان مي‌كنند. آنها براين باورند كه کرزی نمي‌تواند از تمامي پتانسيل‌هاي خود براي مهار اوضاع استفاده كند، چون دستاني در داخل حكومت بر سر راه وي، سنگ‌اندازي مي‌كنند. جنگ سالاران غربي و داخلي و مافياي قاچاق مواد مخدر، بيشترين تاثيرگذاري را در بدنه سياسي افغانستان دارند. از سويي، كاهش نيروهاي ناتو باعث شده تا آمريكا در اين جنگ تنها بماند. رهبران ناتو به اين نتيجه رسيده‌اند كه جنگ افغانستان، جنگي فرسايشي است و تنها ره‌آورد اين جنگ، تلفات و هزينه‌هاي بيشتر براي كشورهاي عضو اين سازمان است.

از سوي ديگر فساد و نافرماني به شدت در دستگاه‌هاي حكومتي افغانستان ريشه دوانده است. بسياري براين باورند كه فقر و 30 سال جنگ، باعث شده تا مردم به اين وضعيت خو بگيرند. نفوذ طالبان در دستگاه‌هاي امنيتي افغانستان به اندازه‌اي است كه آنها مي‌توانند جديدترين سلاح‌ها را حتي زودتر از اردو دريافت كنند. بسياري از منابع مالي كه براي بازسازي افغانستان تخصيص داده شده است، به علت فساد دستگاه‌هاي اجرايي از بين مي‌روند و ويراني همچنان بر افغانستان سايه مي‌افكند، اما نمي‌توان کرزی را به عنوان يگانه مسبب اوضاع كنوني افغانستان ارزيابي كرد چرا كه بوش هم به نوعي در ماجرا مقصر است. وي آنگونه كه از نخست‌وزير عراق حمايت مي‌كند، کرزی را مورد حمايت قرار نمي‌دهد و شايد علت دلسردي کرزی هم عدم پشتيباني ماشين سياسي كاخ سفيد از وي باشد.

به هر حال اوضاع در افغانستان به مرز بحران نزديك مي‌شود. اردو در حال دگرديسي است و اين فرآيند، فرآيندي بسيار خطرناك است. چون در زمان اين دگرگوني، بروز هر حادثه‌اي محتمل خواهد بود. تا چندي ديگر، كنترل پايتخت افغانستان به نيروهاي افغان واگذار خواهد شد. آمريكا قصد دارد تا با اين كار نيروهاي نظامي افغانستان را تحت يك آزمون و خطا قرار دهد، چون هم آمريكا و هم نيروهاي ناتو، مي‌دانند كه افغانستان جايي براي ماندن آنها نيست و آنها بايد سعي كنند كه هرچه سريعتر كنترل اوضاع را به نيروهاي افغان واگذار كنند:


طالبان و دولت افغانستان‌


نيروهاي آمريكايي مستقر در افغانستان بازي‌ها و حقه‌هاي مرسوم در اين كشور را بسيار زودتر از انگليسي‌هايي كه به عنوان پدر نيرنگ دنيا از آنها ياد مي‌شود، آموخته‌اند، اما دولت ضعيف افغانستان حتي آمريكاي‌ها را نيز به بازي گرفته است.
طالبان نفوذ خود را در دستگاه‌هاي دولتي افغانستان گسترش داده است، بسياري از افسران پليس و حتي افسران ارشد نظامي اين كشور، تحت فرماندهي مستقيم طالبان عمل مي‌كنند. سلاح سازماني طالبان كلاشينكف است كه با سلاح سازماني اردو افغانستان يكي است. موشك‌هاي زمين به زمين و استينگر به وفور در اختيار طالبان قرار دارد. بسياري از ادوات نظامي جديد و پيشرفته كه توسط نيروهاي ائتلاف وارد اردو ملي افغانستان مي‌شوند، پس از مدت كوتاهي در اختيار طالبان هم قرار مي‌گيرد. سوالي كه مطرح مي‌شود اين است كه چگونه، حتي پس از محاصره و اشغال افغانستان توسط نيروهاي ائتلاف به سركردگي آمريكا و وجود سازمان‌هاي تودر توي امنيتي كه از سوي نيروهاي به ظاهر زبده آمريكايي هدايت مي‌شوند، انواع سلاح‌هاي جديد و مدرن به نيروهاي طالبان مي‌رسد و حتي در بسياري از موارد، حمايت لجستيكي و تامين مهمات نيز صورت مي‌گيرد؟
كارشناسان بر اين باورند كه طالبان توانسته با نفوذ در بدنه سياسي افغانستان، امتيازات مورد نياز خود را تامين كند و ادعاي آمريكايي‌ها مبني براينكه، شكست دادن يك عده چريك،‌ كار سهل و آساني است، ادعايي كاملا واهي و بي‌اساس بود.
البته افراد شايسته‌اي در داخل اردو ملي افغانستان به ايفاي نقش مي‌پردازند، افرادي كه با استفاده از نفوذ خود، از داخل شبكه‌هاي اطلاعاتي طالبان خبر كسب مي‌كنند. در آخرين عمليات،‌ يكي از افسران پليس بلافاصله پس از آگاهي از محل تشكيل جلسه فوق‌ محرمانه تعدادي از فرماندهان طالبان، نيروهاي آمريكايي را از محل دقيق اجتماع آگاه ساخت و پس از گذشت چند دقيقه، هليكوپترهاي آپاچي، منطقه را با خاك يكسان كردند. نكته تاسف‌‌بار اين است كه در اين عمليات، همان افسر پليس هم كه در محلي پنهان شده بود، كشته شد.

عدم هماهنگي ميان نيروهاي ائتلاف و نيروهاي افغان، باعث شده تا طالبان از اين فرصت به نفع خود استفاده كند و حملات جديدي را تدارك ببيند.


 تلفات روبه افزايش‌


براساس آخرين آمار اعلام شده از سوي نيروهاي ناتو كه به تاييد فرماندهان نظامي آمريكايي هم رسيده، تنها در سال گذشته، 232 نفر از نيروهاي ائتلاف در افغانستان كشته شدند.

پس از پايان سال 2007 ميلادي پيش‌بيني مي‌شد كه در سال 2008 آمار تلفات نيروهاي ائتلاف بسيار كاهش پيدا كند كه اين امر تاكنون محقق نشده است. از سويي، بيش از 8 هزار افغان كه 1500 تن از آنان غيرنظامي بودند در سال 2007 كشته شدند. بيشترين آمار كشته‌شدگان مربوط به جنوب و شرق افغانستان است؛ محلي كه به علت ازدياد تعداد طالبان، بيشترين درگيري‌ها در آنجا به وقوع مي‌پيوندد.


سازمان پيمان آتلانتيك شمالي (ناتو) اعلام كرد پس از اينكه نيروهاي تحت فرماندهي اين سازمان، حلقه محاصره عليه طالبان را تنگ‌تر كردند، ضريب حملات انتحاري، به شدت افزايش پيدا كرده است. سازمان ملل از افزايش حملات انتحاري به شدت ابراز نگراني كرده است چون در اين حملات در كنار اهداف از پيش تعيين شده، تعدادي از افراد غيرنظامي نيز كشته مي‌شوند. با بررسي نحوه عملكرد نيروهاي طالبان و رويكرد جديد اين گروه در مبارزه با نيروهاي ائتلاف، مي‌توان دريافت كه آنها به شدت باهوش هستند و مي‌توانند خود را با شرايط پيرامون خود، تطبيق دهند. تصميم اخير طالبان در استفاده از عوامل انتحاري، خود شاهدي بر اين مدعاست كه اين گروه در مبارزه خود با نيروهاي غربي، كاملا جدي عمل مي‌كند.


پارادوكس نظامي‌


ژنرال < دان مك‌نيل >، فرمانده نيروهاي نظامي آمريكايي و ناتو  ( ايساف ) اعلام كرد كه جنگ افغانستان يك پارادوكس نظامي است. جنگ با دشمني است كه هم دوست است و هم دشمن. وي در سخنراني اخير خود تجهيز و آموزش نيروهاي نظامي افغانستان را خواستار شد. وي معتقد است كه چالش طالبان نه تنها گريبانگير نيروهاي ائتلاف شده است، بلكه بدنه سياسي افغانستان را نيز به شدت به خود آلوده كرده و تنها راه برون رفت از چالش كنوني اين كشور دشمن‌زدايي است. مك‌نيل معتقد است كه مي‌توان به كمك افغاني‌ها، ثبات را به افغانستان بازگرداند. از اين‌رو بحث تجهيز اردو قدرتمند افغانستان كه قرار است تا سال 2011 به اهداف خود برسد، در محافل نظامي نيروهاي ائتلاف مطرح شد كه در صورت محقق شدن اين طرح، نيروهاي ناتو و آمريكا اجازه خواهند يافت تا پس از كاهش نيرو، اين كشور را ترك كنند و اين نيروها بيشتر نقش مشورتي را براي رهبران افغانستان، ايفا كنند.


موقعيت اردو‌


اردو در افغانستان، جايگاه رفيعي دارد. آموزش‌دهندگان نظامي آمريكايي اعلام كردند كه نيروهاي افغان در مقايسه با نيروهاي عراقي، جرات و توان مقابله با دشمن را ندارند. همواره تمامي حملات نيروهاي افغان به مواضع طالبان با آتشباري نيروهاي ناتو و حملات موشكي جنگنده‌هاي آمريكايي همراه بوده است، از اين‌رو نمي‌توان اردو افغانستان را به عنوان نهادي امنيتي كه قادر به كنترل اوضاع امنيتي است، در نظر گرفت. براساس برنامه راهبردي <ايساف> اردو افغانستان تا سال 2010 ميلادي بايد به ظرفيت پذيرش 500 هزار نيرو برسد و تا پايان سال 2008 ميلادي عوامل اطلاعاتي افغان بايد تمامي عوامل نفوذي در پليس و اردو اين كشور را شناسايي كنند. هيچ كس با شرايط كنوني نمي‌تواند، باور كند كه افغانستان بدون اتكا به نيروهاي خارجي، بتواند امنيت را در مرزهاي خود برقرار كند.

افغانستان از نظر مساحت از عراق بزرگتر است. كوههاي صعب‌العبور اين كشور را مامن نيروهاي مخالف‌ و تروريست قرار داده است. شمار نيروهاي امنيتي اين كشور نيز با توجه به ابعاد جغرافيايي، بسيار كمتر از عراق است. ناتو اعلام كرد كه تعداد نيروهاي نظامي افغان تقريبا يك سوم نيروهاي نظامي عراقي است و اين موضوع دردسري كامل براي نيروهاي ناتو و آمريكا محسوب مي‌شود. با توجه به اين مساله كه دولت مركزي افغانستان در ماه‌هاي آينده، كنترل كامل شهر كابل را به نيروهاي نظامي افغان، واگذار مي‌كند، گمانه‌زني‌هاي گسترده‌اي بر سر اين موضوع شروع شده است.
عده‌اي از تحليلگران مسائل نظامي بر اين باورند كه با عقب‌نشيني نيروهاي ائتلاف به رهبري آمريكا از كابل، هرج و مرج مجددا اين شهر را فرا مي‌گيرد و احتمال سقوط دولت نيز وجود دارد. آن‌ها براي اثبات گفته‌هاي خود، سالروز پيروزي مردم افغانستان را كه با يك حادثه تروريستي همراه بود، مثال مي‌زنند كه نيروهاي افغان هراسان به اين سو و آن مي‌دويدند. اين گروه بر اين باور است كه اردو ملي افغانستان، در حد و اندازه‌اي نيست كه بتواند امنيت را در كابل برقرار كند و كابوس سياه طالبان مجددا به اين شهر باز خواهد گشت. از سويي، برخي از كارشناسان معتقدند كه حتي پس از خروج نيروهاي غربي از كابل، امنيت در اين شهر برقرار خواهد بود. اين گروه بر اين باور است كه اگرچه نيروهاي ائتلاف كابل را ترك مي‌كنند، اما شهر به‌صورت كامل در تصرف اين نيروها است و ورود و يا خروج شبه‌نظاميان طالبان از نقاط اطراف اين شهر تقريبا غيرممكن خواهد بود و اردو ملي افغانستان نيز قادر خواهد بود، تا امينت را در پايتخت برقرار كند.


درماندگي آمريكايي‌ها


در حال حاضر نيروهاي ائتلاف قصد دارند تا ظرفيت‌هاي اردو ملي افغانستان را بيشتر بسنجند. از اين رو نيروهاي ائتلاف در استان ننگرهار، كه القاعده و طالبان در آنجا اردوگاه‌هاي زيادي را بنا كرده‌اند، به صورت نظارتي عمل مي‌كنند و كنترل بيشتر نقاط اين استان و مخصوصا شهر <جلال‌آباد>، در دست نيروهاي نظامي افغان است. با بررسي تحولات اخير در افغانستان، مي‌توان دريافت كه آمريكا و ناتو در مواجهه با طالبان، درمانده‌اند و قصد دارند تا با واگذاري مسائل امنيتي به نيروهاي افغان، مشكلات را به‌صورت داخلي حل و فصل كنند؛ چالشي كه به شدت غرب را در خود غرق كرده است. جنگ افغانستان و جنگ عراق نشان از اين واقعيت دارد كه اوضاع منطقه به گونه‌اي است كه دخالت هيچ كشور بيگانه‌اي از سوي مردم آن كشورها بر تابيده نخواهد شد.

آمريكا در بدو حمله به عراق،جنگ عليه صدام را جنگي خوب و موفق ارزيابي كرد، اما مي‌بينيم كه بعد از گذشت قريب به 5 سال، تبعات اين جنگ فرماندهان نظامي آمريكا را وادار كرده است كه بارها به دشوار بودن اين جنگ اعتراف كنند.
در حقيقت نه تنها نيروهاي آمريكايي، بلكه نيروهاي ناتو از روند فرسايش جنگ در افغانستان به ستوه آمده‌اند. ناتو سعي دارد تا با تقليل تعداد نفرات خود در اين كشور، عقب‌نشيني تدريجي را آغاز كند و اين سازمان در نيل به اين هدف خود تا حدودي هم موفق بوده است، اما ايالات متحده آمريكا سعي دارد تا با فشار بر سران كشورهاي اروپايي آنها را از ادامه روند عقب‌نشيني تدريجي منصرف كند. درحال حاضر نيروهاي نظامي ناتو كه در افغانستان مستقر هستند، در مقايسه با سال گذشته، 40 درصد كاهش يافته‌اند و مي‌بينيم كه آمريكا با چالش انزوا در جنگ روبروست.


 فساد دولتي‌


كارشناسان سياسي بر اين باورند كه چالش جدي، كمبود نيروهاي ناتو نيست، بلكه ضعف و فساد دولت معضل اصلي بر سر راه تحقق صلح و ثبات در افغانستان است.

اين فساد، ناشي از فقر و عقب‌افتادگي اقتصادي حاكم بر كشور است كه بخشي از آن، متوجه سوءمديريت دولت‌هاي پيشين مي‌شود.
در حقيقت، کرزی نيز از تمامي پتانسيل‌هاي خود براي به كنترل درآوردن اوضاع كشور استفاده نمي‌كند و از سوي ديگر، جرج‌بوش هم تمامي ابزارهاي خود را براي فشار وارد كردن بر کرزی به كار نمي‌گيرد.

در كل، اردو ملي افغانستان، دوران جهش خود را طي مي‌كند و پيشرفت‌هايي را نيز در اين زمينه تجربه كرده است، به طوري كه تا چندي ديگر نيروهاي افغان كنترل چند شهر ديگر افغانستان را نيز به دست خواهند گرفت و اين احتمال بسيار ضعيف به نظر مي‌رسد كه شبه‌نظاميان طالبان، مناطق ديگري از خاك افغانستان را مجددا اشغال كنند.
درحال حاضر، طالبان ترجيح مي‌دهد كه از رويارويي مستقيم با نيروهاي ائتلاف و افغان اجتناب كند، از اين‌رو، رويكرد جديد اين گروه، استفاده از بمب‌هاي كنار جاده‌اي و حملات انتحاري است.


 نقش پاكستان‌


يكي از چالش‌هاي فراروي دولت مركزي افغانستان گسترش نفوذ شبه‌نظاميان طالبان در ميان ساكنان مناطق پيشتون‌نشين است كه بعد از امضاي معاهده‌نامه صلح ميان دولت پاكستان و شبه‌نظاميان طالبان مستقر در اين منطقه، اوضاع به طرز وحشتناكي در آنجا پيچيده شده است.

مساوي كردن جنگ در افغانستان نه در عقب‌نشيني از اين كشور است و نه در پيروزي. در واقع آمريكا سعي كرد تا با حمله به افغانستان، ريشه القاعده را بخشكاند و به قول معروف، جهان را به مدينه‌اي فاضله تبديل كند، اما اين نيروي تروريستي نه تنها در افغانستان ريشه‌كن نشد، بلكه با زاد و ولد مجدد، دامنه عمليات خود را از افغانستان به عراق، گسترش داد.
درواقع، آمريكا با شكست طالبان به پيروزي دست نخواهد يافت، بلكه در آن زمان تنها يكي از سرهاي اژدهاي 7 سر تروريسم را قطع خواهد كرد.

القاعده اكنون در مرزهاي پاكستان و افغانستان مستقر شده است و با استفاده از معاهده امضاء شده ميان دولت گيلاني و رهبران طالبان، ‌اين مناطق را كاملا در اختيار خود گرفته است. آمار تكان دهنده و رو به افزايش تلفات ناتو در افغانستان باعث شد تا اين سازمان هم واژه ‌<جنگ موفق> را فراموش كند و براي خروج از منجلاب افغانستان چاره‌جويي كند. با توجه به اين موضوع كه آمريكا نيروهاي خود را در عراق افزايش داده است، طبيعي است كه اين كشور توانايي تقويت يگان‌هاي نظامي خود را در افغانستان در كوتاه مدت ندارد.

اردو ملي افغانستان كه در كل 80 هزار نيرو دارد، نمي‌تواند به تنهايي در مقابل چالش‌ها ايستادگي كند. كارشناسان بر اين باورند كه مسئوليت کرزی در برهه كنوني بسيار سنگين‌تر از گذشته است. وي بايد دستگاه‌هاي دولتي و حكومتي را از لوث وجود عناصر تروريست پاك كند و در آن زمان، وي خواهد توانست درخواست خروج نيروهاي غربي از كشورش را مطرح كند. از سوي ديگر، وي بايد با رايزني‌هاي گسترده با رهبران كشورهاي همسايه و در راس آن‌ها پاكستان، همسايگانش را مجاب كند كه از حمايت طالبان دست بردارند. در واقع اگر حمايت‌هاي خارجي از گروه طالبان قطع شود و دستگاه‌هاي دولتي هم از اين گروه حمايت نكنند، طالبان مضمحل خواهد شد.


افق‌هاي تيره‌


اميدها براي رهبري موفق کرزی تقريبا از دست رفته است. محافل سياسي داخل افغانستان بر اين باورند كه کرزی قصد دارد از قدرت كناره‌گيري كند، اما دست‌هايي وي را تحت فشار قرار مي‌دهند كه بر سر قدرت بماند. در حقيقت کرزی از سوي جنگ سالاران داخلي و غربي و سوداگران موادمخدر تحت فشار است. فساد و نافرماني در بدنه سياسي افغانستان حكمفرما شده است و اين موضوع در استان‌هايي كه نيروهاي ائتلاف در آنجا روند بازسازي را آغاز كرده‌اند، نمود دو چندان پيدا كرده است. بسياري از منابع تخصيص داده شده براي بازسازي استان‌هاي افغانستان، در دستگاه‌هاي دولتي اين كشور و به بهانه‌هايي واهي، از بين مي‌رود. اما نمي‌توان کرزی را سبب تمامي مشكلات افغانستان دانست. افغانستان كشوري است كه 30 سال جنگ و خونريزي را پشت سرگذاشته است و رهايي از مشكلات بوجود آمده، از توانايي يك شخص خارج است. به هرحال اگر افغاني‌ها از کرزی راضي نباشند، انتخابات آتي اين كشور آن را نشان خواهد داد، اما با يك حساب سرانگشتي مي‌توان تفاوت‌هاي موجود بين دو رهبري در دو كشور جنگ زده را با هم مقايسه كرد. نوري مالكي نخست‌وزير عراق، با مديريتي قابل قبول توانست اوضاع را به كنترل خود در آورد و از سوي ديگر، کرزی تمامي دستاوردها را در معرض خطر قرار داده است.
شايد بوش نمي‌خواهد كه کرزی در مسند قدرت باقي بماند، از اين رو با برداشتن حمايت‌هاي خود از وي، قصد دارد از کرزی انتقام بگيرد. بوش مي‌خواهد در آخرين ماه‌هاي رياست جمهوري خود، خاطره يك جنگ موفق را به خورد هموطنان آمريكايي خود و ديگر جهانيان بدهد، امري كه تحقق آن وراي ديروز و امروز و فرداست و پيروزي در اين جنگ دست كم در كوتاه مدت، دور از انتظار به نظر مي‌رسد. /

نوشته شده توسط اداره | لینک ثابت | موضوع: سیاسی |






= online
Online Dating