روشنایی ـ Roshanaye
روشنایی رسانهء آزاد که درون مایه آنرا ( فرهنگ، علوم، سیاست و اطلاعات) تشکیل میدهد
|
|
پیشینه ء روابط افغانستان با پاکستان 1تا4 پیشینه ء روابط افغانستان با پاکستان بخش اول
نویسنده : محترم اکادمیسین دستگیر پنجشیری منبع : سایت وزین " آریایی "
درهم مشکن گــــــوهر امید مرا "قلب وطن " وبهـــــار جاوید مرا ای تاجر خاک وخون ، خاموش مکن آتشکده ء جهان و خـورشید مرا " فروغ هستی " از آغاز تجاوز حضور ونفوذاستعمار بریتانیای کبیر در کشور پهناورما ، بخشهای از پیکر امپراتوری احمدشاه درانی با ساس موافقتنامه ها و معا هدات استعماری لاهور ، گند مک دیورند ، راولپندی وکابل قهرا در سالهای 1838 ،1879 ، 1893 ، 1919و 1921م از پیکرش جدا شد . وخط استعماری دیورند برسمیت شناخته شد (1) بقول ا حمد شایق قاسم پژوهشگر در دانشگاه ملی استرلیا " در دوران حکمروایی نادرشاه معاهده ء 1921 و 1923 تجارتی ازطریق مبادلهء یک یادداشت دیپلوماتیک بین شاه ولیخان وزیر مختار نادرخان درلندن " و آقای آرتر هنرسن ) Art her H ender son ( وزیر خارجه ء بریتانیا بتاریخ 6 جولای 1930دارای اعتبار تام وکا ملا مرعی الاجرا " خوانده شده است (2) تا اغازتجزیه ء نیم قاره ء هند هیچ امیری ، شاهی وجنبشی ملی ، به استثنای حبیب الله کلکانی درمقابل این اسناد وتوافقات قبول شدهء بین المللی چون وچرایی نتوانست به شمول شاه امان الله همه امیر ان وشا هان برین خط استعماری مهر وصحه گذاشت. درجریان جنگ دوم جها نی پایه های نظام استعمار کهنه ،درگوشه گوشه ء جهان روبه تزلزل نهاد . در نیم قاره هند کارگران صنعتی رشدکرد . دهقانان فقیر این مستعمره ء پهناور بریتانیای کبیر بیش از هرزمان دیگر بیدار شد بپا خاست. به نبرد آزادی بخش ملی مردم هندوستان نیروی محرکه ء نوین بخشید . سرانجام " مرغک طلایی " استعمار بریتانیا قادر به پاره کردن دامها وشکستن قفس آهنین خود گردید برای حل مسأله ء آزادی هند بین محافل حاکمه ء انگلیس ورهبران حزب کنگرس ومسلم لیک گفتگوهای جدی آغاز گرد ید . ولی درهمان سپیده د م آزادی هند محافل کهنکار استعمار امپریالستی به مقصد رخنه گری درصفوف جنبش ملل ومردمان نیم قاره ء هند ودوام سلطه ء غیر مستقیم خود درین منطقه ء آسیا ،دانه های اختلاف وتعصبات دینی را میان مسلمانان ومردم هند کشت کرد . آتش جنگهای غیر عادلانه میان خلقهای هندوستان شعله ورشد. درچنین شرایط مساعد حکومت وابسته ء سردار محمد هاشم هرگز برای استرداد خاکهای ازدست رفته ء افغانستا ن یا اعاده ء حق تعیین سرنوشت خلق پشتونخوا وبلوچستان پیشنهادی را مطر ح نکرد واز پهلوی این رویداد تاریخی جهانی باچشمان بسته عبورکرد سرانجام در سال 1947 م هند برتانو ی به دو کشور هندوستان وپاکستان تجزیه شد و دولت انگلیس آزادی سیاسی این کشورهارا به رسمیت شناخت . بهنگام اعلان آزادی وتجزیهء هند ، بازهم مسأ له ء آزادی وحق خود ارادیت خلق پشتونخوا وبلو چستان با محافل حاکمه بریتانیای کبیر حزب کنگرس و مسلم لیک ازسوی حکومت وابسته ء افغانستان آگاهانه مطرح نشد بل درعمل به مقابل حق خود ارادیت ملل ومردمان بلوچستان وپشتونخوا سنگ اندازی صورت گرفت . بقول خان عبدالغفارخان در برابر بلوچان وپشتونهای آنسوی خط استعماری دیورند فقط این دو پرسش وانتخاب مطرح گردید: یاباید جزء قلمرو هند میشدند ویابه پاکستان می پیوستند ولی دوپرسش مهم تاریخی الحا ق به افغانستان و خود مختاری مردم پشتونخوا وبلوچستان هرگز مطرح نگردید (3) در چنین شرایط واوضاع ملی وبین المللی ، وکیلان دوره ء هفتم شورای ملی از جمله فرکسیون پارلمانی ویش زلمیان ( جوانان بیدار ) دکتر عبدلرحمان محمودی میرغلام محمد غبار وملی گرایان درون محافل حاکمه کشور بر ضد سیاست بیطرفی خنثا وتسلیم طلبانه ء حکومت مستبد سردار م. هاشم صدای اعتراض خودرا بصورت آشکار در شورای ملی ودر مطبوعات آزاد ودولتی بلند کردند . شاه محمود صدراعظم درچنین شرایطی وزیر فشار امواج نوین جنبش ملی نیروهای دموکراتیک افغانستان جنبش ملی مصدق درایران ، نهضت آزادی هندوستان ،انقلاب چین و پیروزی وپیدایی ا ردوگاه سوسیالزم علیه فاشیزم هیتلری برای نخستین بار ضمن یادداشت موءرخ 12جون 1947در زمینه ء اعاده ء حق تعیین سرنوشت پشتونها وبلوچان آنسوی خط دیورند ، به سفارت بریتانیای کبیر تذکر داد. این یاددا شت بوا کنش نا مساعد دولت پاکستان مواجه گردید ودرهمان آغاز زایش پاکستان از بطن استعمار بریتانیا ی کبیر ، " مغولگی " توسط طیاره های نظامی میراثخواران استعمار بمبارد شد و22 تن ازمردم بی گناه مناطق جنوب کشور بیرحما نه به شهادت رسید. این تجاوز نا بهنجار نظامی مناسبات افغانستان رابا پاکستان پرتنش تر ساخت ودرنتیجه این وضع پرتنش ، شورای ملی افغانستان، به تاریخ 26 جولای حقوق حقه ء پشتونستان حکومت سردار محمد داوءود نیز زیر شعار دفاع از " حقوق حقهء پشتونستان " استقرار یافت . درین برهه از مبارزه ملی مردم میهن در سمت مخالف نظامیگران پاکستان به تقویت قابلیت دفاعی کشور وتقویت پایه های اقتصادی وفرهنگی کشور کم وبیش توجه کرد . از ین پس مساله حق تعیین سرنوشت ملل و مردمان پشتونخوا وبلوچستان آنسوی خط استعماری دیورند به حیث یک مسأله ء مرکزی درخط مشی حکومتها در لویه جرگه ها در شورای ملی در اعلامیه های مشترک با سران دول وحکومتها ،درمطبوعات وجراید دولتی و آزاد ، در برنامه های عمل واصول مرامی احزاب وسازمانهای ملی ودموکراتیک ودر سیاست خارجی افغانستان مقام دارای اهمیت ملی کسب کرد وبرجسته شد . درخط مشی حکومت سردار محمد داوءود صدراعظم برای نخستین بار پشتیبانی بیدریغ از " حقوق حقه ء برادران پشتون وبلوچ " آنسوی خط استعماری دیورند بازتاب عریان یافت وشورای ملی نیز همان خط مشی را بدون چون وچرا بتاریخ 4میزان 1332 خورشیدی (1954م ) و به اتفاق آراء تصویب کرد. درماه اکتبر همانسال سردار محمد نعیم وزیر امور خارجه برای خریداری اسلحه مقدم برهمه کشورها به امریکا مسافرت کرد با دالس وزیر امورخارجهء ایالات متحدهء امریکا مذاکراتی انجام داد پس از مذاکرات وگفتگوهای طولانی به برخورد سرد واهانت امیز حکومت امریکا مواجه شد. پیوستن به پیمان نظامی سنتو پا نهادن به " داعیه پشتونستان " ، پرداخت مصارف ترانزیتی اسلحه همه شرط وقید های اسارت آوری بود که بحکومت سردار محمد داوءود مطرح شد. ولی در سپتامبر درین هنگام پالیسی توحید وبه اصطلاح " یک یونت " از سوی حکومت پاکستان طرح واعلان شد . این طرح بواکنش شدید ملل ومردمان هردوسوی خط استعماری دیورند مواجه گردید ازجمله سردار محمد داوءود صدراعظم موقف حکومت خودرا به این منطق وصراحت بیان کرد : "حکومت وملت افغانستان همانگونه که بارها اعلان گردیده است علاقه های پشتونستان را مطابق مطالبه ء مردم آن جزء خاک پاکستان نمی شناسد وهیچگونه فیصله یی را در بارهء علاقه های مذ کور که در آن آرای خود مردم بصورت آزادانه دخیل نباشد قبول کرده نمیتواند به این فیصله ء حکومت پاکستان درباره ء توحید ایالات غربی پاکستان تاجاییکه به علاقه های خود پاکستان تعلق میگیرد دخلی نداریم ولی تحمیل آن در موارد پشتونستان بدلایلی که گفته شد مخالف حقوق مسلم ومشروع مردم پشتونستان است " . درگرماگرم یک یونت شدن پاکستان در 9حمل 1334 درشهر کابل تظاهرات خیابانی ومانور سیاسی صورت گرفت بیرق سفارت پاکستان پاره شد وتعمیر سفارت ان سنگ باران گردید . هرچند حکومت افغانستان شام همانروز یاد داشتی به سفارت پاکستان سپرد و مراتب تأسف خودرا به حکومت پاکستان ابراز کرد ولی حکومت پاکستان اهمیت تبلیغاتی این مانور حکومت افغانستان را بزبان پالیسی تجاوزکارانه ء خود ارزیابی کرد و دو روز پس پاسخ گفت (4) . ودر11حمل 1334 به اقدامات وواکنشهای خشن تر اداره نظامی پاکستان متوسل شد. قونسلگری افغانی مقیم پشاور را سنگ باران کرد بوکالت تجاری ،نماینده گی بانک، وادارهء ترانسپورتی افغانستان خسارات هنگفتی وارد آورد. حکومت افغانستان ازمجاری دیپلوماتیک پروتستی را به دولت پاکستان سپرد . ازآن پس مناسبات سیاسی هردوکشور روبه تیره گی نهاد وراه سنتی بندر کراچی بروی کالاهای تجارتی افغانستان بسته شد و دولت افغانستان در مقابل التیماتوم پاکستان در 15 ثور همانسا ل سفر بری اعلان کرد سربازان دورهء احتیاط سیل آسا بسوی مراکز نظامی سرا زیر شدند ویکبار دیگر غیرت ملی وعشق به میهن وآزادی را به جهانیان نمایش دادند. هرچند پس از دوسال مذاکرات طولانی بیرقهای سفارتخانه های افغانستان وپاکستان با تشریفات ویژه دیپلوماتیک توسط مقامات حاکمه ء هردوکشور برافراشته شد ومناسبات عادی برقرارگردید ولی مسألهء اساسی مورد اختلاف حکومتها " مسأله ء حق تعیین سرنوشت و آزادی خلق بلوچستان وپشتونخوا بازهم حل نشده ماند. فقط درچنین وضع و شرایط دشوار وپیچیده ملی وبین ا لمللی لویه جرگه ء 22 عقرب 1334خورشیدی در شهر کابل انعقاد یافت ودر زمینه ء تقویت قابلیت دفاعی بسط وتحکیم منا سبات اقتصادی وتخنیکی کشور تصامیم تاریخی مهمی اتخاذ گردید . در روشنی تصامیم تاریخی لویه جرگه ء 22عقرب 1334 خورشیدی سران اتحا د شور وی به افغانستان دعوت شدند قرارداد بیطرفی وعدم تعرض بین هردوکشور دوست وهمسایه امضاء شد. همکاریهای بی قید وشرط سیاسی اتحاد شوروی به افغانستان آغازیافت ، قابلیت دفاعی کشور واردوی منظم ملی تقویت یافت وتا سال 1338 خورشیدی سران هردو دولت افغانستان واتحادشوروی وهیأ تهای بلند پا یه ء حکومتها ی هردوکشور برای حل مشکلات ترانزیتی وانجام مذاکرات سازنده به کشورهای همدیگر مسافرتهای رسمی انجام دادند (5) با استقرار حکومت نظامی جنرال ایوب در بها رسال 1339طیارهء جاسوسی امریکا از میدان هوایی پشاور پرواز وامنیت فضایی کشورمارا خلاف قوانین بین المللی نقض کرد ودر فضای اتحاد شوری مجبور به فرود شد. سرکوب خونین ملل ومردمان بلوچستان وپشتونخوا افزایش یافت . مدت حبس پاچا خان برای چهارمین بار طولانی گردید. دهها مبارز پشتون وبلوچ در زندانها نابینا علیل وبیمار روانی شدند. ثابتقدم ترین میهنپرستان از جمله کاکاجی صنوبر حسین در زندانهای پاکستان جان سپردند. درین برهه ء تاریخ ،تضادهای محافل حاکمهء افغانستان با پاکستان بیش از پیش تشدید گردید. قیود ترانزیتی ومشکل تراشیها درمقابل کالاهای تجارتی افغانستان افزایش یافت وطبق اعلامیهء رسمی موءرخ 6سنبله 1340خورشیدی قونسلگریهای افغانستان درشهرهای مختلف پاکستان بوظایف خو د پایان بخشیدند. درماه قوس 1341خورشیدی درچوک یادگار شهر پشاور جرگهء بزرگی بریاست افضل بنگش دعوت شد . درین جرگه درحدود پنجاه هزار از میهنپرستان پشتونخوا اشتراک فعال کرده بود ند درپایان جرگه نسبت به برخورد ضد کرامت انسانی نظامیگران پاکستان علیه دوام حبس خان عبدالغفار خان ودیگر زندانیان سیاسی اعتراض ولغو یک یونت را مطالبه کردند . سردار محمد داوءود صدراعظم افغانستان درحمل وسرطان 1340 خورشیدی بهنگام مسافرتهای رسمی به مسکو ولندن پیرامون مسألهء پشتونستان موضعگیری مشخص تر ومحسوس ترو فعال تر کرد (6) پس از بازگشت از مسکو ضمن مصاحبه با نماینده گان اژانس باختر گفت : مجادلهء ملی مردم پشتون را مشروع وحق مسلم شان میدانم " سردار محمد داوءود بهنگام مسافرت رسمی به انگلستان برای مردم "پشتونخوا " ، رأی گیری عمومی را تقاضا کرد. سردارمحمد داوءود صدر اعظم افغانستان برای بارسوم در شام نهم سنبله 1340 خورشیدی ضمن یک پیام رادیویی گفت " علایق همدردی افغانستان وملت پشتون را نه قوت امروز قطع میتواند ونه قوت فردا " (7) بیاد باید آوردکه بازتاب گستردهء حق آزادی وخود مختاری خلق پشتونخوا و بلوچستان در مطبوعات خارجی از جمله در مطبوعات ورسانه های معتبر اطلاعاتی ایالات متحدهء امریکا از مانور های مهم تبلیغاتی وسیاسی عبدلرحمان پژواک نمایندهء دایمی افغانستان درملل متحد بود همچنین این مسأله حاد وداغ روز در ابلاغیه های مشترک صدراعظم افغانستان ورییس شورای وزیران اتحاد شوروی ،در مطبوعات فرانسه ،هندوستان وکشور چکوسلواکیای سوسیا لستی بازتاب روشن یافته بود این مسأ له ء داغ پیرامون کشورما واقعا اهمیت بین المللی کسب کرد. مساعی جمیله ء شهنشاه ایران رضاه شاه که از گسترش روبه افزایش مناسبات افغانستان واتحاد شوروی واز نفوذ روز افزون شوروی درمنطقه وهمسایه گی ایران احساس نگرانی میکرد وسخت درتب وتاب بود درجهت حل اختلاف وعادی کردن مناسبات افغانستان و با پاکستان "مساعی جمیله"خودرا آغاز کرد. تا جاییکه بیاد دارم استاد بدیع الزمان فروزانفر نخستین شخصیت علمی وفرهنگی کشور ایران بود که به بهانه ء اشتراک در چهلمین جشن استرداد استقلال سیاسی افغانستان به کابل دعوت شد ومهماندارانی ازسوی وزارت معارف وزارت دربار وریاست مستقل مطبوعات برای این مهمان عالیقدر کشور ایران موظف گردیده بود استاد خلیلی وگویای اعتمادی ازسوی دربار ووزارت معاف غالبا در نشستها محافل فرهنگی ودعوتهای رسمی با مهمان گرامی خود یکجا اشتراک میکردند ولی من بحیث مدیر روابط بین المللی وزارت اطلاعات وکلتور وجوان ترین مهماندار ی بودم که اورا ازبام تاشام همراهی میکردم. شگفتی آوراست که درجریان سفر غزنه وزیارت حضرت سنایی،از استاد فروازنفر واستاد خلیلی هردو قصاید ی شنیدم که تا همان سنبله ء 1340 خورشیدی نه چاپ شده بود ونه دستنویس ، بل این هجوه نامه ها از محفوظات هردو سخنور بلند پایه زبان فارسی دری بود . دران ابیات ماهیت ضدملی و وابسته گی دربارهای ایران وافغانستان با خشم وخروش گزنده وافشاگرانه ء ملی نکوهش شده بود. آروزمندم که آن درهای زبان فا رسی دری با آرمانهای سرکوفته سخنوران برجستهء حوزهء فرهنگی ما از گزند رویداد های نا مساعد روز گار مصوءون شده با شد وروزی گنجینه ء ادبیات وزبانهای پارسی گویان جهان را غنابخشد بهر حا ل استا د فروزانفر با پیامهای حسن نیت شهنشاه ایران ، و با ارمغانی از احادیث مولوی به سرزمین خداوند گار بلخ و نزد شاه افغانستان آمده بود احادیث مولوی اگر فر اموشم نشده باشد هفت جلد و از پژوهشهای با ارزش استاد فروزانفر بود که به کتابخانه ها ومقا مات بلند پایه فرهنگی ودولتی افغانستان اهداکرد. او واقعا "برای وصل کردن " آمده بود راه تیره وتار و پر خم وپیچ ملل ومردمان دوست وهمسایه را، با وسایل ظریف فرهنگی وعرفانی برای سیاست بازان به آسانی روشن وهموار کرد . یاد آن استاد گرانمایه حوزه ء فرهنگی ما بخیر باد که گا مهای موثری برای نزدیک کردن بازهم بیشتر ملل ومردمان این حوزه ء فرهنگی برداشته توانست و در نتیجه این تما سها و زمینه سازیها ی متقا بل وسودمند معنوی وفرهنگی شهنشاه ایران " مساعی جمیله ء " خودرا آغاز کرد نخست درماه سرطان 1341به پاکستان وسپس درماه اسد همانسال بنا بدعوت شاه افغا نستان به کشور ما مسافرت کرد وبا محمد ظاهر شاه مذاکراتی انجام داد (8) . درچنین فضاء وهوای سیا سی در میزان 1341 ایالات متحده ء امریکا از مجاری دیپلوماتیک برای استقرار وتحکیم مناسبات سیاسی افغانستان با پاکستان گرایش نشان داد وپیشنهاد میا نجیگری دولت خود ر از طریق سفیر ایالات متحده ء امریکا مقیم کابل به حکومت افغاستان سپرد. محافل حاکمه بویژه عناصر کهنکار وانگلیس مشرب خاندان سلطنتی ودربار که رشد وتکامل شتابنده نیروهای تولیدی تقویت بخش دولتی اقتصا دملی وانکشاف روابط افغانستان – شوروی ودیگر کشورهای سوسیالستی دوران جنگ سرد رامغایر دوام وبقای تاج وتخت وسلطه ء بیچون وچرای خاندان سلطنتی ارزیابی میکردند واز گسترش مناسبات دوستانه وکاملا ترقی آفرین افغانستان و کشورهای سوسیالستی بویژه از نفوذ روز افزون اتحاد شوروی وکشورهای سوسیالستی سخت هراس داشتند ، از گرفتن پیشنهاد میانجیگری قصر سفید بسیار خو شنود شدند وچراغ خاندان شاهی از آب روشن گردید واز مساعی جمیله شهنشاه ایران نیز با ابراز امتنان ستایش آمیزی به نماینده ء قصر سفید اطمینان بخشید ند . به ایجاز کامل باید گفت که در سالهای واپسین صدار ت محمد داوءود ، سفیر ایالت متحده ء امریکا در کشور کانادا برای رفع اختلاف سیاسی حکومتهای افغانستان وپاکستان تعیین گردید ودر 2عقرب 1341نماینده ء ویژه (خاص) رییس جمهور ایالات متحده ء امریکا وارد افغانستان شد. باشاه وحلقه رهبری کننده ء اشرافیت فیودالی افغانستان مذاکره کرد وبه احتمال قریب به یقین دیپلوما سی قصر سفید راه را برای عادی سازی وتجد ید روابط سیاسی افغانستان با پاکستان وفرایند استعفا ی حکومت سردار محمد داوءود ،تشکیل لویه جرگهء میزان 1343 خورشیدی ،تدوین وضع ونفاذ قانون اسا سی، استقرار " دموکراسی تا جدار " ،"مشروطیت" نفوذ حضوروسلطه ءسیاسی اقتصادی وفرهنگی اردوگاه سرمایه سالاری غرب ودر درجه ء اول برای چرخش تندسیاست داخلی وخارجی افغانستان بسود اقمار ایرانی وپاکستا نی واقتصاد بازار آزاد هموارکرد (9) / پایان بخش اول - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
پیشینه ء روابط افغانستان با پاکستان بخش د وم هرجرقه ء نوکه خیزد از سنگرما هر نظم کهن که ریزد ازخاور ما ما را به جهان صلح نزد یک کند دیوان وددان گریزد از کشور ما " فروغ هستی " درجریان کشمکشهای خونین شیخ مجیب لرحمان برای تعیین حق سرنوشت ملت آزادی دوست بنگال جدایی واستقلال سیاسی "بتگله دیش "وتجزیهء پاکستان بازهم برای ملل ومردمان بلوچستان وپشتونخوا این امکان مهیا شد تابه پشتیبانی بیدریغ مردم دولت افغانستان ودیگر نیروهای آزادی دوست منطقه وجهان از حق خود ارادیت خویش در سطح ملی وبین المللی دفاع مشروع کنند وجنبش ملی ورهایی بخش قومی خودرا به پیروزی رسانند ولی حکومتهای دهه اخیر سلطنت محمد ظاهر شاه درین مرحله ء بحرانی پاکستان بازهم بپا س خوشی خاطر محافل کهنه کار انگلیس وا مریکا از پهلوی این رویداد وامکان مساعد با چشمان بسته عبور کردند وبه اصطلاح مردم از عقب خنجر نزد ند وبه این پندار واهی ومردمفریبانه بود ه ا ند که : مسأله خود ارادیت مردم پشتون وبلوچ ،راه حل خودرا بدون مبارزه ء فعال و صلح آمیز سیاسی به خودی خود ، یافته میتواند . خلاصه حکومتهای "دهه ء قانون اساسی " ( 1343 خورشیدی ) محمد ظاهر شاه، به استثنای موسی شفیق صدر اعظم ، از چهار چوب ما نورهای سیاسی تبلیغاتی بیانات رادیو یی و مصاحبه های تشریفاتی ودر نهایت از حدود بخششهای نقدی تحایف وپناه دادن رهبران سیاسی وتجلیل روزنهم سنبله " جشن پشتونستان " وانجام حرکات موزون وشور آ فرین سرودست وپا ، غوغاها وغریوها و د هل و سرنای تبلیغاتی ، گامی فراتر بسوی آزادی خود مختاری ورشد آگاهی قبایل عقب نگهداشته و تحت ستم هردوی خط استعماری نهاده نتوانستند ولی بطور کلی عدم الحا ق به دسته بندیهای سیاسی ونظامی ، تایید اساسهای کنفرانس باندونگ واعلامیه ء بلگراد ،دفاع ازجنبشهای آزادی بخش ملل ومردمان آسیا وافریقا پشتیبانی خشک وخالی از مطالبات مردم پشتونخوا وبلوچستان ، حل مسالمت آمیز مسأ له پشتونستان تقویت روابط دوستانه با کشورهای همسایه وممالک اسلامی ،احترام به منشور ملل متحد ، جلب همکاریهای سازمان ملل متحد پشتیبانی لفظی از ارز شهای اعلامیه جهانی حقوق بشر همه وهمه گوهر ومضمون اساسی سیاست خارجی حکومتهای دهه ء دمکراسی ودههء اخیر سلطنت محمد ظاهر شاه بود است (10) اگرچه موسی شفیق آخرین صدراعظم دهه ء آخر سلطنت محمدظاهرشاه با امیر عباس هویدا صدر اعظم دولت شهنشاهی ایران در13ماه مارچ 1973م قرادادی را در زمینه ء استفاده از آب دریای هیلمند درشهر کابل امضاء کرد وبا آهنگ بسیار پرشتابی در 22 و 30می این قرارداد در ولسی جرگه و ومجلس سنا تایید گردید (11) وبرای بهبود روابط افغا نستان باکشور ایران گام بسیار جسورانه نهاد ولی این اقدام جسورانه موسی شفیق صدراعظم بواکنش جدی ومخالفت همه نیروهای ملی ودموکراتیک ازجمله به واکنش جدی محمد هاشم میوند وال رهبر حزب دموکرات مترقی حزب دموکراتیک خلق وافغان ملت روبرو شد وعلیه امضای این قرارداد نابرابر ، وحدت عمل نیروهای دموکراتیک چپ وملی گرایان تأمین گردید .درتظاهرات خیابانی ودر مطبوعات وشبنامه ها خشم وخروش اعتراض آمیز میهنپرستان ازجمله هیجانات انقلابی حلقه های مخفی بازتاب یافت وسرنگونی نظام سلطنتی برای نخستین بار درنشرات زیر زمینی حلقه نو بنیاد "گروه کار " سه ماه پیش از سقوط سلطنت در دانشگاه کابل پخش شد متن این شبنامه ء تاریخی را من خود درزندان قلعه کرنیل نوشته ، به تخلص مستعار " مرغاب" در دستر س امان الله استوار سر حلقه ء گروه کار قرار داده .ومیخی را از زندان استبدا د سلطنتی در تابوت نظام شاهی کوبیده بودم . شایسته گفتن است که موسی شفیق صدراعظم برای حل مسالمت آمیز مسأ له پشتونستان با حکومت پاکستان اراده ء هیأت حاکمه ء افغانستان را در یک کنفرانس مطبوعاتی یک روز پیش از امضای قرارداد آب هیلمند پیشگویی کرد ولی هنوز مذاکرات درباره ء توافقنا مه ء شناسایی خط دیورند وخود ارادیت پشتونخوا آغاز نیافته بود که درنیمه های شب مهتابی وسپید 25 / 26 سرطان 1352 خورشیدی برابربه ( 17جولای 1973 ) ناقوس مرگ سلطنت وحکومت موسی شفیق توسط سردار محمد داوء ود بصدا درآمد وتاریخ درست 180 درجه علیه سیاست انعطاف پذیر وغالبا سازشکارانه ء موسی شفیق چرخش تند کرد سردار محمد داود صدراعظم ورییس دولت بیروکراتیک نظامی افغانستان نیز با درک اوضاع واحوال نوین سیاسی درون دولت وتناسب قوای بین المللی ومنطقه از مواضع دوران صدارت خود به پسرفت ناگهانی وسازش کارانه آغاز نهاد در 20ماه اگست 1976به دعوت ذوالفقار علی بوتو صدراعظم پاکستان به آن کشور مسافرت کرد ودر 11ماه اکتبر این گرایش سازشکارانه ء سردارمحمد داوءود بواکنش نامساعدرهبران عوامی ملی مواجه گردید اجمل ختک در جشن پشتونستان حضور ومجال سخنرانی نیافت ودر مراسم 9 سنبله خلاف تعامل سالهای گذشته اشتراک مستقیم وفعال نه توا نست با فهم این واقعیتهای تاریخی ومغایر نوشته ء ا. هارون موءلف کتاب " داوءود خان د ک.جی.بی په لومه کی " شناخت رهبران نشنل عوامی پا رتی ودیگر احزاب ملی دموکراتیک ولاییک پشتونخوا وبلوچستان از رهبران دولتها ی نظامیگر احزاب وشخصیتهای بانفوذ و از اهداف ستراتیژیک غا یی ومنطقه یی اداره نظامی پاکستان ، به مراتب ژرفتر ،دقیقتروصحیح تر بوده است . نیروهای ملی ودموکراتیک پشتونخوا وبلوچستان در روشنی همیگونه شناخت ژرف خود ،هیچگاه از امیران تنظیمهای تند رو کندرو افغانستان بسود ادارهء نظامی پاکستان پشتیبانی نکردند تنها دردوران تجاوز مثلث جنبش واپسگرا ی طالبان القاعده و ملیشه های پاکستان در افغانستان جناب سناتور اجمل ختک بگونه ء شاه مخلوع ، خلف انتظار مردم افغانستان اشتباه بزرگ سیاسی کرد واین تجاوز وحشیانه رادرگفتگو ی رادیویی با بی.بی.سی به بسود صلح وثبات افغانستان دانست ولی نواز شریف به ابتدایی ترین خواست عادلانه ء ا و که شناخت نام تاریخی " پشتونخوا " بود پاسخ مثبت نه گفت. واین معامله سیاسی باکودتای نظامی جنرال مشرف پنبه شد ونواز شریف زندانی وبی نقش گردید وخواست شاغلی سناتور اجمل ختک تا هنوز از قوه به فعل نیامد باید دانست که شاه ایران نیز در سال4 همچنان پس از قیام مسلحانه ء 26سرطان 1352 وسقوط سلطنت ( سردار محمد داوءود به مقیا س ملی نیز بگونه ء دوران فرو پاشی شاه امان لله در سراشیب پسرفت وقهقرا قرارگرفت همه زینه ها و افزارهای خوشباور نظامی را که غا فلانه اورا به اوج قدرت وبه مقامات ریاست دولت و حکومت رسانیده بودند درجولای 1974 بی نقش واز کمیته ء مرکزی و دیگر مقامات بلند پایه ء حکومت وقوای مسلح سبکدوش کرد و نزدیک به سی تن هوادارن عبد الحمید محتاط از جمله محمداکبر مقصودی رییس ارکان قو ای هوایی ودگروال توره خان رییس ارکان فرقه 15 قندهار را درمنازل شان نظربند ساخت . چندی پس پاچا گل وفادار وزیر امورسرحدات ودر سال 1975 فیض محمد وزیر امورداخله به اتهام ارتباط به فرکسیونهای خلق وپرچم ازوظایف دولتی برکنار وبه سفارتهای لیبیا واندونزیا تعیین شدند به دکتر حسن شرق ،نزدیکترین دستیار ودوست وفادار خود نیز باورخودرا ازدست داد واورا به سفارت جاپان فرستاد به این ترتیب نزدیک به 250تن از افسران تحصیلکرده ء شوروی عملا بی نقش وپایه های نظامی وسیاسی دولت سردار محمد داوءود در اردوی منظم جمهوری سست شد وبه لرزه درآمد سردار محمد داوءود به مقصد کاهش درجه ء وابسته گی اردوی افغانستان به اتحاد شوروی ودیگر کشورهای سوسیا لستی افسران اردورا به هند ،مصر ترکیه وخالخال به امریکا فرستاد وبه این تدبیر زمینه ء نفوذ ورخنه گری اقمار سرمایه سالاری جهانی را در اردو ودولت بیروکراتیک نظامی اشرافی خود فراهم آورد (13) این سردارمغرور درنتیجه ء اینهمه تلاشهای دیوانه وار وناکام سیاسی در نیمه راه نیل به آرزوهای نیم خام وناپخته ء "داعیه پشتونستان " هرچند بر رهبری حزب دموکراتیک خلق مغایر اصول دموکراسی وارزشهای اعلامیهء حقوق بشر حمله کرد و ما را خلاف نوشته ء محترم دکتر کار وان درسایت آریایی ، نه یکهفته، بل از شام سه شنبه 5 ثور تا پس از ظهر هفتم ثور 1357 درست دوشب وروز در توقیف ولایت کابل وزیر مراقبت شدید با دستان بسته در زنجیر نگهداشتند ولی زیربار اشتباهات تاریخی خود در نتیجه ء قیام مسلحانه ء ملی سازمان نظامی ح.د.خ .ا واژگون شد. سرداد ولی ازقدرت سیاسی وغرور ناسالم خا ندانی وخیل وتبار بیدادگر خود تا آخرین لحظه ء زنده گی بصورت داوطلبانه دست نکشید مقاومت مسلحانه کرد فرزندان وخانوادهء خودرا قربان جنون جاهجویی فردی خود ساخت با همه سرسختی بسوی زوال وراه خطا ی انور سادات ضیاءلحق رضاه شاه بدون پشیمانی و ترس از قضاوت عادلانه ء تاریخ گام نهاد و سرانجام آب به مرداب بنیادگرایان واپسگرایان واد اره ء نظامی پاکستان ریخت و .بگونه ء همه شاهان وامیران خودپرست ومستبد دوران سلطه ء استعمار ، پشت بر داعیه های بی حاصل تبلیغاتی خود کرد نتیجه : شاه مخلوع محمدظاهرخان ، حکومتهای بسته بخاندان سلطنت بویژه سردار محمد داوءود صدراعظم ،حکومتهای دهه ء دموکراسی وقانو ن اسا سی محمد ظاهر شاه به استثنای موسی شفیق صدراعظم ، از چهار چوب مانورهای سیاسی تبلیغاتی ، بیانات راد یویی نشر پروگرام رادیویی پشتونستان مصاحبهای تشریفاتی ودرنهایت از حدود بخششها ،معاشهای مستمری تقدیم تحایف ، پناه دادن رهبران سیاسی پشتونخوا بلوچستان وتجلیل تشریفاتی نهم سنبله روز " جشن پشتونستان " انجام حرکات موزون وشور آفرین سرودست وپا وبلند کردن های وهوی وغریو های تبلیغاتی هنر مندان قبایلی، گامی فراتر بسوی رشد اقتصادی –اجتماعی فرهنگی ، تغییر مناسبات بسیار پوسیده و عقب نگهداشته شده قبیله سالاری ودر راه روشن آزادی خودمختاری وآگاهی سیاسی قبایل مستعد به تکامل هردوسوی خط استعماری دیورند برداشته نتوانستند دولتهای هردو سوی مرز استعماری دیورند درین برش تاریخ واجد گوهر مشترک اجتماعی وسیاسی بوده، بدرجات کم وبیش متفاوتی با استعمار بریتانیا ی کبیر پیوند سنتی و تنگا تنگ داشته اند این دولتهای ضدملی ومستبد از قبا یل هردوی سوی نوار مر ز استعماری دیورند بسود سرکوب جنبشها ی ملی ودموکراتیک پشتونخوا بلوچستان بنگله دیش کشمیر واقلیتهای ملی ومذهبی افغانستان وهند وستان مستقل وبیطرف بهره برداری سیاسی وسوداگرانه میکرده اند این قبایل مستعد به هر گونه آموزش وپرورش نظامی سیاسی وفرهنگی ،هنوز جدا از تحولات اقتصادی اجتماعی فرهنگی وزنده گی مد نی ،درمدرسه های دیوبندی مغز شویی ودر زنجیر پوسیدهء مناسبات وذهنیت قبیله یی زندانی ومیخکوب میگردند وبا هزاران دریغ بنامهای قبایل آزاد "علاقه ء غیر " سرکش ،یاغستان "اصلاح ناپذیر " دشمن آموزش وپرورش معاصر وفرهنگ پیشرو ،خود کش بیگانه پرور ولشکر القاعده طالب جند الله لشکرطیبه و . نامها ی گمراه کننده دیگر ، ستایش نکوهش آلود وترورستی میشوند و لی درعمل بگونه ء افزارهای بی شعور تاریخ فروزینه ها وهیزم کشان جنگهای وحشیانه ، در هردوسوی مرز استعماری دیورند بویژ ه د ر افغانستان کشمیر هند واحتمالا درعراق مورد بهر ه برداری قرارمیگرند سردار محمد داوءود رییس جمهور وصدراعظم نیز درآخرین سالهای تمرکز خونین خود ، شور بختانه پشت بر جنبش ریشه دار عدم انسلاک پالیسی سنتی رشد مستقل ملی ، اصول همزیستی مسالمت آمیز همکاری ودوستی باملل ومردمان صلحدوست جهان کرد و بگونه ء شاه امان لله ،درسراشیب پسرفت و حرکت قهقرا یی افتاد ودرنتیجه ء تلاشهای دیوانه وار وناکام سیاسی چپگردهای پیاپی ، بحران اعتما د ، گرایش به تمرکز خونین وسرکوب ترقیخواهان ،درنیمه راه آرزوها وخیا لات خام وناپخته ء "داعیه ء پشتونستان " زیر بار اشتباهات سیاسی خود واژگون گردید وباهمه خجلت وشرمساری تاریخی در راه ناروشن ومرگبار جنرال ضیاء الحق انور ساد ا ت ، ذوالفقار علی بوتو و رضاشاه سلاطین و اما رات عربی خاورمیانه گامها ی بلند نهاد امید که طالبان تمرکز قدرت ازین افراط کاران مستبد تاریخ درسهای آموزنده و عبرت بگیرند وبا خود آرادیت قبایل وگروههای قومی د وسوی مرز دیورند وبا دم شیران خشماگین جنگلهای انبوه میهن ما در آینده بازیهای سیاسی دیوانه وار نکنند و دربرابر حق حا کمیت وا راده ء آزاد عادلانه ء توده ها ی مردم افغانستان وپاکستان بدون چون وچرا وبفرما ن آمرانه ء تاریخ گردن نهند ./ باعرض حرمت پایان بخش دوم اکادمیسین دستگیر پنجشیری ایالت واشنگتن - امریکا 12 دسامبر 2006 میلادی = = = = = = = = = = = = = پیشینه ء روابط افغانستان با پاکستان بخش سوم طرح نو "سترسرحدات " نشخوار طرحهای کهنه نظامیگران پاکستان است خاری که خلد به پای خلق وطنم دامی که فتد برای خلق وطنم از بی خبریی سازمان ملل است ؟ یا کر شده ، از صدای خلق وطنم ؟ "فروغ هستی " درنتیجه ء قیام مسلحانه ء پیروزمند قوای زرهی وهوایی افغانستان درهفت ثور 1357 خورشیدی ، دولت بیروکراتیک نظامی سردارمحمد داوءود و حاکمیت خاندان نادر –داوءود سرنگون گردید سازمان نظامی .جریان دموکراتیک خلق افغانستان رادیو افغانستان وبطور کلی قدرت سیاسی را تصرف کرد .پایه های لرزان دولت کهن به آهنگ شتابنده وپیش چشمان باز شهریان کابل ودر روز روشن فروریخت . والیان ،فرماندهان اردو پولیس واداره های محلی قدرت دولتی با گسیل پیامها ی تبریکی همبسته گی داوطلبانه ء خودرا با مرکز فرماندهی قیام انقلابی اعلان کردند مسأله اساسی و مرکزی این تحول ودیگر گونی سیاسی طی یکی دوروز به مقیاس ملی حل گردید ودوایر دولتی به سرپرستی معینان وزارتخانه ها بصورت منظم به کار خود ادامه داد و همانگونه که رهبران بزرگ انقلابهای ضد فیودالی وضد امپریالستی سده ء بیستم جهان نوشته اند تصرف قدرت آسان بود ولی دشواری کار واقعا پس از تصرف قدرت سیاسی ، بتاریخ 9 ثور 1357 خورشیدی آغاز یا فت استقرار دولت نوین نظم نوین اقتصاد وفرهنگ نوین در دستور کار رهبری قرار گرفت به مقصد اجرای اهداف سیاسی اقتصادی ، فرهنگی واجتماعی وافزایش نقش رهبری کننده حزب دموکراتیک خلق افغانستان باید دستگاه نوین کمیتهء مرکزی وشعب آن متناسب به شرایط نوین ایجاد میگردید مقامات مورد منظوری کمیتهء مرکزی وکمیته های حزبی ولایات مشخص میشد رهبران فعالان و اجراکننده گان فعال سیا ست داخلی وخارجی ،با رعا یت اصول مرامی خطوط اساسی وظایف انقلابی موادوموازین اسا سنامه ومقاما ت مورد منظوری ،براسا س شایسته گی تخصص کفایت وتجربه به مقامات قدرت دولتی وحاکمیت خلق انتخاب یا انتصاب میشدند ولی با تأ سف باید یادکرد که ازهمان آغاز انقلاب موازین اسا سنامه ، ضابطه ها واصول حزبی به شیوه نظامیگرانه نقض شد کشمکش زور آزمایی مانور سیاسی وقدرت نمایی آغا ز یافت دگروال قادر هراتی فرمانده قوای هوایی ومدافعه هوایی در جلسه ای که پیرامون نامگذاری دولت ، تعیین رییس شورای انقلابی معاون شورای انقلابی وصدراعظم افغانستان دایر شده بود طرحی را غا لبا به نماینده گی بخشی ازگروههای چپگرا ی قوای هوایی ومدافعه هوایی به پیش کشید که : حزب دموکراتیک خلق افغانستان ، باید نقش رهبری کننده ء خودرا به صورت پنهانی ودر سایه ایفا کند وشورای نظامی در ظاهر امر وظایف انقلابی را بعهده گیرد . ولی این طرح ازسوی نورمحمد تره کی با قاطعیت رد گردید . نورمحمد تره کی منشی عمومی کمیته ءمرکزی با همه صراحت گفت که : -" این حزب بود که نماینده گان آگاه خلق کشور از جمله افسران وطنپرست اردو را در شرایط دشوار اختناق سیاسی متشکل کرد وسازمانهای نظامی خودرا برای واژگونسازی دولتهای مطلقه ودفع خطر بنیادگرایی و استبداد توانایی سیاسی وسازمانی بخشید نیروهای مسلح و سازمانهای نظامی حزب ما محض وظیفه ء ساده ء انقلابی خودرا انجام داده اند پس ازین نیز این حزب خواهد بود که وظایف رهبری اردو جنبش جامعه ودولت را به عهده خواهد گرفت " سپس اسلم وطنجار فرمانده نیروهای زرهی بافروتنی انقلابی اظهارکرد که : - " ما سپاهی حزب خود بودیم وهستیم فقط حزب دموکراتیک خلق ورهبری آن میتواند وباید که جنبش جامعه انقلاب دولت بویژه قوای مسلح را رهبری کند " درین جلسه درباره ء نام دولت جمهوری نیز میان نور محمد تره کی و ببرک کارمل تفاوت نظر پیداشد منشی عمومی حزب دموکراتیک خلق افغانستان ، نام "جمهوری خلق افغانستان " را طرح کرد ولی ببرک کارمل منشی ح.د.خ.ا نام " جمهوری دموکراتیک افغانستان " را بسود تقویت پایه های اجتماعی سیاسی سازمانی ملی دولت ارزیابی نمود من نیز نام دومی را با اهداف غایی حزب دموکراتیک خلق ، سازگار یافتم وتایید نمودم . پس از مباحثات اصولی نورمحمد تره کی ودیگر اعضای شورای انقلابی ج.د.ا با نام " جمهوری دموکراتیک افغانستان " همنوایی کامل نشان دادند .بادریغ ودرد که ؛ در لویه جرگه ء دوران نجیب الله ، علیه واژه ء" دموکراتیک " ( مردمسالاری ) کود تا شد و نام " جمهوری دموکراتیک افغانستان " به پیشنهاد پشت بردهء سلطنت طلبان حضرت صبغت الله مجددی ورهبران بخشی از تنظیمهای کندرو ومیانه رو به " جمهوری افغانستان " تبدیل و ازمحتوای دموکراتیک و مردمسالاری آن تهی گردید ولی من درین لویه جرگه علیه طرح نام " جمهوری افغانستان " با حذف ترکیب وواژ ه های " دمو- کراتیک " آن ، بصورت علنی با دکتر نجیب مناقشه و با یک رأی مخالف ، اراده ء آزاد وتاریخی خودرا باردیگر بیا ن و روی همان نام آغاز انقلاب ضد فیودالی ثور ( جمهوری دموکراتیک افغانستان ) آگاهانه پافشاری کردم . هرچند این پایه داری و " رأی مخالف " ومناقشه ء من در لویه جرگه ، دکتر نجیب لله ،را برافروخته ، سخت خشمگین وتلافی جوی ساخت و به بهای زنده گی آزاد من تمام شد مرا .زندانی شکنجه ء روانی تجرید اخراج غیابی از حزب ومحکوم به مرگ کرد ولی ایکا ش رهبر جوان حزب وطن بدست میرثخواران استعمار کهن ونظامیگران پنجاب به دار آویخته نه میشد وغرور سالم خلق افغانستان جریحه دار نه میگردید ومردم ستمدیدهء وطن تا مرز کنو نی ؛ احسا س استخوانسوز حقارت خصومت وانتقام را ، درد لها خونین و سرهای پرشور خویش نه می پرورد بهر حال دردهم ثور7 135 خورشیدی نخستین جلسه شورای انقلابی جمهوری دموکراتیک افغانستان درقصر صدارت عظما دایر شد مبارزه برای تقسیم قدرت بازهم یک روز تمام ادامه یا فت درپایان چانه زدنهای طولانی بین رهبری خلق وپرچم ، سرانجام سنگ پایه ء نخستین حکومت جمهوری دمکراتیک افغا نستان درفضای تیره وتار ناباوری متقابله توسط معماران نا کرده کار قیام نهاده شد وداغ زوال ازهمان نقطه ء آغاز، درسرنوشت غم انگیز این حاکمیت نقش بست ودر همان روز نخستین تقسیم قدرت همه ارزشهای قبول شده ء سند 12سرطان 1356 خورشیدی بین نماینده گان دو جناح قبلی خلق و پرچم فاقد اعتبار وازسوی حفیظ الله امین وفرمانده " سپیده دم انقلاب! " پنبه شد . درنخستین بهار انقلاب به علت نقض نا بهنجار موازین سازمانی رهبری اصول مرامی وارزشهای اعلامیه ء جهانی حقوق بشر مبارزه ء درون حزبی تشدید یا فت رهبران جناح پرچم درنتیجه یک تفاهم با منشی عمومی حزب و حفیظ الله امین نخست به سفارتها تعیین و عملا تبعید وسپس تصفیه شدند هنوز دوماه تمام سپری نشده بود که سلطان علی کشتمند وسلیمان لایق جگرن رفیع جنرال قادر هراتی وزیر دفاع به گناه اذان نا بهنگام خویش درجلسه نهم ثور 1357شورای انقلابی زندانی وشکنجه شدند همزمان با آغاز اختناق سیاسی علیه رهبران پرچم ، رهبران وفعالان سازا درپیشا پیش آنان محمد طاهر بدخشی مولانا باعث ودکتر زرغون عضو رهبری جناح خلق یکی پس ازدیگری در راه رهایی مردم زندانی ودردل زحمتکشان وطن جاودانه شدند گروه ظاهر افق نیز بدون هیچ گناهی بزنجیر کشیده شد ولی از دست آوردهای دموکراتیک قیام پیروزمند هفتم ثور ،علیرغم داوریهای یکسونگرانه منکران قوانین تکامل تاریخ ، فرمانهای شورای انقلابی آن بوده است به اساس این فرمانهای پیاپی شورای انقلابی ج.د.ا د برای نخستین بار درتاریخ قدرت سیاسی از خاندان سلطنتی به نماینده گان آگاه طبقات واقشار زحمتکش وفرزندان اقلیتهای ملی ومذهبی کشور انتقال یافت فرمانهای دموکراتیک شورای انقلابی بر منا سبا ت کهن قبیله سالاری و زمینداری- اربابی اشرافیت فیودال وسودخوران ضربات خورد کننده وارد کرد و پایه های اجتماعی فیودالزم را به لرزه در آورد تحولات نوین اجتماعی فرهنگی وساختمانی نیزدرآغاز جلوه های خوشایند وبیدار کننده وآگاهی بخش یافت این فرمانها خلاف تبلیغا ت سکون پرستان کج آهنگ همه بسود زحمتکشان کشور وبا رعایت دقیق احکام دین اسلام وضع شده بود . - ولی نفی هرگونه اپوزسیون برخورد تعصب آمیز با نماینده گان آگاه ا قلیتهای ملی ومذهبی در دررون حزب جنبش وجامعه شکنجه وسرکوب خونین روشنفکران و مخالفان سیاسی غیر مسلح تصفیه افسران میهنپرست غیر حزبی از اردو ی ملی، گرایش نیرومند به انحصار قدرت تک صدایی بلند پروازی بی پروایی به تدوین وتصویب قانون اساسی واستقرار حاکمیت قانون - آغاز شورشهای پیاپی در ولا یات کنر ،نورستان، بالای حصار و چنداول شهرکابل شهر هرات بادغیس غور جوزجان دره ء صوف سمنگان وهجوم مولوی تره خیل و طالبان ایشان به میدان هوایی نظامی کابل مقاومت مسلحانه در پنجشیر زدران و بدخشان ، مهاجرتهای اجباری قاچاق مواد مخدر ، قاچاق جنگ افزارها تشکل و بسیچ دشمنان و مخالفان مسلح کشورها ی عربی خاورمیانه وصدور ضد انقلاب از پاکستان وایران آخوندی عوامل بیرونی دیگری بود که وضع افغانستان ومنطقه را بیش از پیش بی ثبات سا خت . فقط در آستان چنین شرایط و ا و ضاع آشفته و پرتب وتاب سیاسی جنرال ضیا ءالحق رییس دولت نظامی پاکستان بهنگام سفر رسمی خود به ایران؛ بتاریخ 18سنبله 1357 (9سپتمبر هرچند حفیظ الله امین نخست وزیر ( لومری وزیر ) در دومین جشن استرداد استقلا افغانستان پیش از آ غاز رسم وگذشت شاگردا ن معارف در ستدیوم چمن، خلاف معمول بجای وزیر معارف ، سخنرانی بلند پروازانه کرد ، و پشتونهای آنسوی خط دیورند را به شیوه ء تحریک آمیزی فراخواند تا از ،مکاتب دانشگاهها مراکز فرهنگی وتعلیما ت عالی در افغانستان استفاده ء مجانی کنند ولی پس از شهادت فاجعه آمیز نور محمد تره کی از زمین وآسمان از داخل وخارج، از سوی ابر قدرتهای دور ونزدیک ،دوستان ودشمنان ودولتهای واپسگرای منطقه زیر ضربات هماهنگ ومرگبار قرار گرفت حفیظ الله امین برای نجات ازین وضع دشوار به آزمایش راهها ، و سا یل و طرح سیا ست داخلی و خارجی فرصت طلبانه ءنوینی آغاز کرد . به انجام مذاکره وحل مسایل مورد اختلاف با دولت پاکستان تن درداد .بگونه ء تمامی حکومتهای دوران سلطنت و سردار محمد داوء و د را ه سازش وچپگرد تند را در پیش گرفت مشتاق پذیرایی گرم از آغا شاهی وزیر خارجه پاکستان شد ولی درنیمه راه این تند پیج سیاسی و معامله گری با محافل حا کمهء پاکستان ازسوی مارگیران ویژه ء امنیتی شوروی درقصر تپهء تاج بیگ مسموم با هجومی برق آسا سرکوب خونین و قدرت بی لگام خودرا قربان بازیهای سیاسی با ابرقدرتها وبلندپروازیهای سیطره جویانه ء قومی خود کرد . باعرض حرمت پایان بخش سوم اکادمیسین دستگیر پنجشیری ایالت واشنگتن – امریکا 15 جنوری 2007م = = = = = = = = = = = = = = = پیشینه ء روابط افغانستان با پاکستان بخش چهارم دوران صدورانقلاب وضد انقلاب ا ز اتحادشوروی وپاکستان به افغانستان زن را " گل شبها " وشبستان، مسا ز بیگانه ز د نیای د رخشان ، مساز ای طالب ظلم و زنده گیی بد وی مهر و مه ما به ابر پنهان ، مساز " فروغ هستی " به پیشواز هشتم مارچ پس ازلشکر کشی وصدور انقلاب از سوی رهبران بلندپایه ء حزبی ودولتی اتحادشو روی به کشورما و واژگو نسازی دولت حفیظ الله امین درشام 6 جدی 13 58 خورشیدی ، نعره ها ی ا لله اکبر و نهضت به اصطلاح " خود انگیخته وخودجوش " توده ها ، نخست از سوی مرزهای غربی کشور وسپس از نوار مرز استعماری دیورند بلند شد وزبانه کشید و اندک اندک به سراسر کشور گسترش وپهنا یا فت . ازین اوضاع بحرانی سلطنت طالبان احزاب راستی ملی گرا ،تنظیمها وتحریکهای وابسته به نظامیگران پاکستان ،آخوند های خشک اند یش ایران ، کشورهای عربی خاورمیانه ابرقدرتهای دور ونزدیک به بهره برداری گسترده ء تبلیغاتی وسیاسی آغاز نهادند . پاسداران نظامات کهن فیودالی وقبیله یی،اگردر آغاز مخفی صلح آمیز وگهگاه علنی و مسلحانه مقاومت میکرد ، ولی درنتیجه ء تجاوز حضور ونفوذ اتحا د شوروی همچنین درنتیجه ء تلا شهای موذیانه ء نظامیگران پاکستان وپلان پشت پردهء قصر سفید، این جنگها ماهیت سمت وسو و ابعاد گسترده تر بین المللی بخود گرفت . " بدعت " تشکیل " کمربند سبز " ، از سوی ریگن رییس جمهور امریکا ، بیدرنگ مطرح گردید . این" کمر بند سبز" از اخوان المسلمین مصر و کشورهای خاورمیانه عربی پاکستان ، وها بیان سعودی ومولا نا های دیو بند ی پاکستان ،تشکیل شد . ازان پس ، مهاجرت مردمان نوار مرز استعماری دیورند وولایات غربی ومرکزی به کشورهای همسایه پاکستان و ایران آخوندی ، از سوی پیشوایان طریقه ها ی نقشبندی ( حضرت صبغت لله مجددی ) قادری ( پیر گیلانی ) و پیروان آنا ن درینجا و آنجا با پخش شبنامه ها تشویق گردید . تاچر صدر اعظم محافظه کاران انگلیس ، باری به پیشواز لشکر آواره گان کشورما به دره ء خیبر آمد این ساده د لان خوشباور را ، به القا ب بلند بالای " جنگاوران مقدس "توصیف کرد همان جنگاوران مقدسی که امروز در پاکستان تحقیر تعقیب قهرا اخراج وزندانی میشوند و ودر آب وخاک خود خانه وکاشانه ندارند دولت اسلامی افغانستان نیز درمورد پذ یرش نگهداری و با زگشت با عزت این قربانیان " جنگ وجهاد " ناتوانی سستی بی مروتی نشان میدهند . اکنون به این پرسشها باید پاسخ گفت که چرا سنگرداران وصاحبان اصیل سرزمین سوخته ء ما از نظر ها افتاده اند ؟ دلیل روشن این پرسش در این واقعیتها ی تلخ نهفته است که گنجبران وصاحبان صنایع جنگی جهان سرمایه، در آن هنگام به نیروی پایان نا پذیر انرژی این " جنگاوران مقدس " نیازمبرم داشتند ،از برکت لشکر آواره گان به گاو صندوقهای صاحبان صنایع جنگی ملیاردها دولار سرازیرواسلحه ومهمات جنگی آنان فروخته میشد . قدرتهای بزرگ سرمایه سالاری جهانی به همکاری اداره ءنظامی پاکستان ودولتهای واپسگرای عربستان سعودی مصر ودیگر اقمار منطقه یی خود ، با بهره بردار ی رندانه از او ضاع پیچیده ء افغانستان ، منا فع ستراتیژیک اداره ء نظامی پاکستان، سلاطین نفتی امریکا بریتانیا ی کبیر جمهوری خلق چین، ایران آخوندی وکشورهای عربی خاورمیا نه را باهم گره زد . وبه این نیرنگ ، تمامی قدرتهای بزرگ دور ونزدیک وکنفرانس ممالک اسلامی برای دفع خطر تجاوز نظامی قشون شوروی فراخواند ه شد آواره گان افغا |