تبليغاتX
= =

روشنایی رسانهء آزاد که درون مایه آنرا ( فرهنگ، علوم، سیاست و اطلاعات) تشکیل میدهد






فرهنگ و تهاجم فرهنگی 

                                   فرهنگ و تهاجم فرهنگی

نويسنده: فرزان شهیدی

 

فرهنگ را مجموعه ای از عقاید، آداب و رسوم، هنجارها و ویژگی‌های رفتاری و عقیدتی اكتسابی یك جامعه تعریف کرده اند. يونسكو در سال 1983 در تعریف فرهنگ گفته است: مجموعه‌ای پیچیده از خصوصیات احساسی، فكری و غیرمادی است كه به عنوان شاخص يك جامعه و یا يك گروه اجتماعی مطرح می‌شود.

با اين وصف فرهنگ مقوله ای است غیرمادی واجتماعی وریشه دار که در گذار زمان به طور تدریجی در جوامع مختلف شکل می گیرد ودر واقع هویت جوامع بدان شناخته می شود. بی تردید فرهنگ هر جامعه، ضمن آن که ممکن است با دیگر جوامع مشترکات زیادی داشته باشد، اما دارای ویژگی هایی است که آن را از دیگر فرهنگ ها متمایز می سازد. منشا این تمایز عوامل متعدد تاریخی، جغرافیایی، قومی، دینی وغیره می باشد. برای نمونه فرهنگ شرقی با فرهنگ غربی اختلافات زیادی دارد ویا فرهنگ جوامع دینی با جوامع لائیک متفاوت است.

امروزه شاهد توسعه شگرف ارتباطات وافزایش دستگاه های ارتباط جمعی در عرصه جهان هستیم. به تعبیر «مک لوهان» اندیشمند کانادایی، جهان تبدیل به یک دهکده شده ومسافت ها بسیار کاهش یافته است. امروزه مرزها به آسانی درنوردیده شده وموانع گذشته در ارتباط میان ملت ها برداشته شده است. این تحول عظیم به طور طبیعی موجب تلاقی فرهنگ ها با یکدیگر شده است. این تلاقی فرهنگی گاه موجب تاثیر وتاثر متقابل گردیده وگاه نیز به تقابل واصطکاک انجامیده است. معمولا جوامع ودولت های قدرتمند که امکانات مادی وابزارهای بیشتری در دست دارند تلاش می کنند فرهنگ خود را بر سایر جوامع وکشورهایی که ضعیف ترند تحمیل کنند. برای نمونه استعمار کهن پس از جنگ جهانی دوم اقدامات گسترده ای جهت ترویج زبان وآداب وهنجارهای خود در مستعمرات خود در جهان سوم انجام داد که آثار وپیامدهای آن در حال حاضر نیز مشهود است.

با سپری شدن دوره استعمار کهن ونوین، نوبت به استعمار فرانوین رسیده است که در حال حاضر ایالات متحده امریکا آن را رهبری می کند. بی تردید نظام برتر جهان برای تحقق اهداف هژمونیک خود در آغاز هزاره سوم از عنصر فرهنگ غافل نیست، زیرا نیک می داند که سیطره کامل بر ملت ها در بستر فرهنگ شکل می گیرد. البته شیوه جنگ نرم مستلزم مدت زمان مدیدی است، اما به همان نسبت آثار ماندگارتری خواهد داشت. از این رو استفاده از ابزارهای نرم افزاری مهمترین اولویت استعمار فرانوین را تشکیل می دهد.

مهمترین ابزارهای نرم افزاری که محصول فن آوری مدرن بشری است عبارت است از شبکه های ماهواره ای، شبکه اینترنت، رایانه، تلفن های همراه وتصویری، رسانه های صوتی وتصویری ونوشتاری، سینما و... متاسفانه غالب این ابزارها تحت اختیار غرب وصهیونیست ها قرار دارد، لذا محتوایی که از طریق این وسایل در اقصی نقاط گیتی منتشر می شود، در راستای اهداف استعمار فرانوین تدوین می شود. این وسایل با بهره گیری از آخرین نوآوری های فنی وشگردهای روانی وتبلیغاتی، به بمباران فکری مخاطبان خود می پردازند وآن چه می خواهند به آنان القا می کنند.

این القائات در وهله اول به تخریب بنیان های فکری وفرهنگی جوامعی می پردازد که هنجارهای آنان، سیاست هژمونیک ابرقدرت ها را برنمی تابد. در وهله بعد با فروشکستن روحیه مقاومت وایجاد تسلیم، به ترویج شاخصه های فرهنگ غرب همچون لیبرالیسم واومانیسم وسکولاریسم می پردازند. البته شاخصه های فرهنگ غرب تماما منفی نیست وبلکه بسیاری از این شاخصه ها موجب پیشرفت چشمگیر غرب در ابعاد گوناگون شده است. اما نکته مهم آن است که هدف فرهنگ غرب از یک سو سرکوب هرگونه فرهنگ رقیب ومخالف است که ممکن است روزی بر فرهنگ غرب غلبه یابد وموقعیت برتر آن ها در جهان به چالش بکشاند واز دیگر سو تلاش ابرقدرت ها آن است که سایر ملل، همواره تابع سیاست های آن ها باشند وبه استقلال وشکوفایی دست نیابند. طبعا هجوم به عرصه فرهنگ هر دو هدف مذکور را برای غرب محقق خواهد ساخت.

اما در برابر اقدامات فرهنگی غرب چه باید کرد؟ پیش از واکاوی این پرسش، شایسته است به دو رویکرد مهم در عرصه فرهنگ اشاره کنیم:

رویکرد اول قائل به آن است که حرکت فرهنگی غرب از نوع تهاجم وشبیخون است وهدف آن تخریب بنیان های فرهنگ رقیب وجایگزینی فرهنگ خود می باشد. این رویکرد در مقابله با تهاجم فرهنگی راهکارهایی چون انسداد فرهنگی، بی اعتمادی، منع ومحدودسازی را توصیه می کند.

اما رویکرد دوم معتقد است فرهنگ یک حرکت طبیعی وخودجوش دارد ولزوما در قالب تهاجم تعریف نمی شود. در طول تاریخ فرهنگ ها در حال بالندگی ویا افول بوده اند واین خاصیت طبیعی مقوله فرهنگ می باشد. لذا نمی توان گفت فروپاشی ویا اضمحلال فرهنگ ها ضرورتا ناشی از تهاجم دیگر فرهنگ ها بوده است، بلکه در بسیاری موارد علل درونی داشته است. نسخه ای که این رویکرد در مواجهه با دیگر فرهنگ ها ارائه می دهد عبارت است از انفتاح وتعامل براساس تحکیم پایه های فرهنگ بومی.

قائلین به رویکرد اول می گویند قدرت های بزرگ ودر راس آن ها ایالات متحده امریکا بر اساس تئوری هایی چون برخورد تمدن ها(منسوب به ساموئل هانتینگنون) ویا پایان تاریخ(فرانسیس فوکویاما) پس از جنگ سرد رسما وارد معرکه ای سخت علیه تمدن اسلام شده اند وبه تعبیری جبهه سرخ(اتحاد جماهیر شوروی) اکنون جای خود را به جبهه سبز(اسلام یا اسلام سیاسی) داده است. این راهبرد تقابلی قطعا عرصه فرهنگ را همانند سایر عرصه ها(سیاسی، امنیتی ونظامی) هدف قرار داده است، لذا غرب در صدد یک تهاجم ویا شبیخون فرهنگی علیه ملل مسلمان بوده وحتی در چهارچوبی موسوم به «ناتوی فرهنگی» به آن سازماندهی داده است.

از دیگر سو مقوله «منع» یک اصل بدیهی وضروری است وعقل وفطرت بشری قائل به دفع خطر از طریق احتراز از مخاطرات است. بسیاری از احکام شریعت وقوانین بشری بر پایه منع واجتناب بنا شده است واصطلاحاتی چون ممنوع، غیرمجاز، حرام ومکروه از این جا نشات یافته است. از این رو در برابر تهاجم فرهنگی که افکار واعتقادات وهنجارهای یک ملت را نشانه رفته است، باید سدی ایجاد کرده ومانع ورود امواج آن شویم، خصوصا آن که این امواج کاملا نرم وخزنده وبلکه جذاب هستند.

در مقابل، طرفداران نظریه تعامل معتقدند سیاست منع در قلمرو فرهنگ به حکم «الانسان حریص علی ما منع» موجب کنجکاوی وطمع بیشتر افراد می شود وراه های پنهانی وقاچاق برای ورود در این عرصه افزایش می یابد. لذا ضرورتی ندارد وسایلی چون ماهواره منع قانونی یابد. مهم آن است که ما مبانی فکری واعتقادی خود را تحکیم نموده وتحت تاثیر داده های منفی فرهنگ غرب قرار نگیریم وبه عبارتی به جای محدودیت باید مصونیت ایجاد کرد. ضمن آن که تعامل یک ارتباط دوسویه است، بدین معنا که می توان نکات مثبت فرهنگ بیگانه را با درایت دریافت نموده وما نیز در این عرصه به ارائه فرهنگ خود بپردازیم.

از سویی پیشرفت فن آوری به گونه ای است که شاید در آینده نزدیک، برای مثال نیازی به تجهیزات ماهواره نباشد وتصاویر ماهواره ای به شکل آسانتری دریافت شود. آیا در آن شرایط می توان سیاست منع وتحریم را اعمال کرد؟ به عبارت دیگر پیشرفت فن آوری ارتباطات، محدوده منع را روز به روز تنگ تر می سازد وجلوگیری از ورود امواج فرهنگی کار چندان آسانی نیست ونمی توان با ایجاد سیم خاردار ویا منع ورود تجهیزات ارتباطی مانع تهاجم فرهنگی شد.

مشکل دیگری که گروه دوم مطرح می سازند آن است که بسیاری از تجهیزات ارتباطی والکترونیکی دو منظوره است ومنع مطلق آن ها مخاطبان را از جنبه های مثبت آن محروم می سازد. برای نمونه هم در شبکه های ماهواره ای وهم شبکه اینترنت، موضوعات واطلاعات مفید فراوانی یافت می شود که تحریم آن، در واقع ما را از دستاوردهای این فن آوری رایج جهانی بی نصیب می سازد.(البته برای حل این مشکل راهکارهایی چون فیلترینگ مطرح شده است که در برخی کشورها از جمله ایران اعمال می شود)

صرف نظر از مناقشات مربوط به تهاجم فرهنگی ونحوه رویارویی با آن، به نظر می رسد نکته مهم در این نکته خلاصه می شود که فرهنگ روندی سیال وپویا داشته وبا توجه به توسعه امکانات فن آوری ورشد علوم ارتباطات، این روند شتاب بیشتری یافته است. از این رو می توان گفت جوامع بشری خواه ناخواه به سوی نوعی وحدت فرهنگی در حال حرکت هستند. مقدمه این وحدت ممکن است تصادم وتقابل باشد اما به تدریج تبدیل به تضارب ونهایتا توافق خواهد شد.

جامعه یکپارچه جهانی ویا حکومت واحد جهانی که در آموزه های ادیان آسمانی وجود دارد، برآیند این وحدت فرهنگی خواهد بود، بدین معنا که بشریت به مرحله ای از بلوغ فکری وعقلانی خواهد رسید که می تواند با دیگران در یک دایره واحد با تکیه بر مبانی مشترک ومتعالی فرهنگی همزیستی مسالت آمیز داشته باشد. البته نمی توان گفت در چنین جامعه یکپارچه ای اختلافات وجود ندارد، بلکه مهم آن است که چنین اختلافاتی هیچگاه منشا نزاع وجنگ حتی از نوع نرم افزاری نخواهد شد.

البته در کشاکش تقابلات فرهنگی، آن که ابزار وقدرت بیشتری دارد در ارائه فرهنگ خود وچه بسا تثبیت آن توفیق بیشتری خواهد داشت. این تقابل عمدتا در عرصه چالش میان مدرنیته وسنت نمود می یابد، زیرا کشورهای پیشرفته داده های خود را تحت عنوان دستاوردهای مدرنیته ارائه کرده وسنت را در دیگر کشورها به چالش می کشانند. مصادیق مدرنیته به طور طبیعی تازگی وجاذبه دارد وبه ویژه نسل جدید را مجذوب خود می سازد. البته مدرنیته فی نفسه مذموم نیست بلکه مشکل آن جاست که مدرنیته وسیله ای برای ایجاد سیطره از سوی غرب قرار گرفته است.

با این حال، همواره چنین نیست که قدرتمندان در عرصه فرهنگ حرف اول را بزنند. اکنون تعاملات وارتباطات جهانی به گونه ای گسترش یافته است که صداهای مخالف نیز به آسانی شنیده می شود. حتی کشورهایی که قصد تهاجم فرهنگی دارند گاه با چالش های داخلی مواجه هستند، بدین معنا که مردم ورسانه ها واحزاب ونهادهای مدنی این کشورها علیه سیاست های فرهنگی دولت های خود تیغ نقد برمی کشند. این ویژگی با توجه به آن که فضای کلی حاکم بر غرب مبتنی بر دمکراسی وآزادی وحقوق بشر شکل گرفته است، نوعی تضارب آرا وگفتمان را پدید آورده که نه تنها موضوعات سیاسی، بلکه مقولات فرهنگی را نیز در برگرفته است.

از سوی دیگر کشورهای مورد هدف تهاجم فرهنگی نیز از امکانات ارتباطی برخوردارند وبه طور طبیعی در برابر رقبا ودشمنان خود مقابله به مثل فرهنگی می کنند. اکنون رسانه های بسیاری در اقصی نقاط جهان مشغول نقد وبه چالش کشیدن ایالات متحده آمریکا هستند وفرهنگ غرب را زیر سوال می برند. در بسیاری موارد نیز عملکرد ابرقدرت ها همانند جنگ افروزی ها ودیگر مصادیق نقض حقوق بشر، به آسانی بافته های فرهنگی آنان را پنبه می کند ودر واقع تهاجم فرهنگی آن ها دچار نوعی پاتک درونی می گردد.

با این تفاصیل چنین استنباط می شود که فرهنگ مقوله ای سیال وگاه نامحسوس است. لذا برخوردی سیال ودر عین حال هوشمندانه ومنطقی را می طلبد. می توان موارد محسوس وخطرآفرین همانند الگوهای بزهکاری وفحشا را با ابزارهای نوین منع کرد والبته مطلوب آن است که منع حالتی درونی(تحکیم ملکه تقوا در انسان ها) پیدا کند. مواردی هم که قابل تعامل است می توان به بوته کاوش ونقد افکند، خصوصا مقولاتی که از جنس اندیشه وگفتمان است.

مهم آن است که با توشه ای وزین وبضاعتی ثمین به کار فرهنگی، با استفاده از ابزارهای نوین مبادرت ورزیم ومبانی فرهنگی اصیل خود را که ریشه در دین وتاریخ وتمدن وهنر وادبیات سترگ این مرز وبوم دارد، به جهانیان عرضه کنیم. شاید از سوی دشمنان چنین اقدامی تهاجم فرهنگی قلمداد شود، اما چنان که اشاره شد فرهنگ صبغه ای معنوی ودوسویه دارد، لذا نمی توان آن را منحصر به مرزها نمود. به تعبیر بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران، جهان تشنه اسلام ناب محمدی است واز طرفی تبلیغ یک وظیفه دینی وانسانی است ودر جایی که رقبا به ترویج فرهنگ خود می پردازند، دلیلی ندارد ما به چنین کاری نپردازیم.

در هر حال این یک رسالت عظیم تاریخی است که پرچمداران عرصه فرهنگ را به ادای آن فرامی خواند، خصوصا در شرایط حساس کنونی که سیل اتهامات علیه ما در جریان است. قطعا ضمایر بیدار وحقیقت جو در گستره زمین بسیارند، کسانی که قادر به تشخیص صره از ناصره بوده وپیام حقیقت را در میان امواج انبوه باطل دریافت می کنند./

منبع: باشگاه انديشه 17/11/85

نشر شده در وبلاگ" روشنایی"      www.sadib.blogfa.com

نوشته شده توسط اداره | لینک ثابت | موضوع: فرهنگی |






= online
Online Dating