قصه بر بادی دختر افغان از زبان خودش در مصاحبه با خانم سجیه

برای دیدن و شنیدن آن لطفآ روی تصویر کلیک کنید
کاشانه من زیبا بود،محبت و گرمی داشت.من هرگز با بدی آشنا نبودم در یکی از روز ها دست پلید و گنهکار مرا از آغوش خانواده ام ربود و پاکیزه بودنم را با سیاهی رقم زد و ......
دیگر تحمل به آغوش کشیدن این راز را ندارم خواستم این سکوت چندین ساله را بشکنم ، دردم را با شما فریاد کنم و اشکهایم رابا خواهرانی که با سر نوشت من دچار شده اند تقسیم نمایم....
برداشته شده از سایت وزین" روزنه".