تبليغاتX
= = روشنایی ـ Roshanaye روشنایی ـ Roshanaye

روشنایی ـ Roshanaye

صفحه ی اصلی- تماس با ما - گالری تصاویر

عكس تصادفي

موضوعات

اخبار و گزارشات شعر و شاعران سیاسی زنان اجتماعی هنر - فلم - سینما رسانه مقالات تاریخی اقتصادی - مالی تجلیل از روز های خاص طب - پزشکی کتب پیام ها - اعلامیه ها ، فراخوان و اطلاعات فرهنگی شخصیت ها داستانها علمی و تحقیقی خطوط نشراتی ملل متحد مذهبی حقوق + قوانین حقوق بشر طنز - جوک - ضرب المثل - گفتار بزرگان داستان گزارش تصویری و صوتی تقویم ( جنتری ) رویداد مهم جهان زبان و ادبیات گفتار بزرگان همکاران قلمی

لینک دوستان

قرآن کربم
همکاران قلمی
تلویزیون ها - رادیو ها
سفارت های افغانستان
سایت ها / وبلاگ ها
تقویم (جنتری ) 1388
تقویم (جنتری ) 1387
گالری تصاویر
اديـــــــب
پرستو4
پرستوها
راه پرستوها
ژواک
Nur - نور
کلیپ تصویری - نور
امید
سراج ادیب
همراه - سراج
پندار
پیام نهضت
پیام وطن
تلاوت اشک
تصویر
Yuo Tube روزنه
حدیث عشق
افغان محصل
زندگی
سپیده دم
فراتر از مرز ها
نهضت آینده
لاله احمر
اديــبان
غزال در بند
همایون غازی زاده
آینه

ادیب
همراه سراج
آژیر
سراج ادیب
قلم

آرشیف

88/07/01 - 88/07/30
88/03/01 - 88/03/31
88/02/01 - 88/02/31
88/01/01 - 88/01/31
87/12/01 - 87/12/30
87/11/01 - 87/11/30
87/10/01 - 87/10/30
87/09/01 - 87/09/30
87/08/01 - 87/08/30
87/07/01 - 87/07/30
87/06/01 - 87/06/31
87/05/01 - 87/05/31
87/04/01 - 87/04/31
87/03/01 - 87/03/31
87/02/01 - 87/02/31
87/01/01 - 87/01/31
86/12/01 - 86/12/29
86/11/01 - 86/11/30
86/10/01 - 86/10/30
86/09/01 - 86/09/30
86/08/01 - 86/08/30
86/07/01 - 86/07/30
86/06/01 - 86/06/31
86/05/01 - 86/05/31
86/04/01 - 86/04/31
86/03/01 - 86/03/31
86/02/01 - 86/02/31
86/01/01 - 86/01/31
85/12/01 - 85/12/29

تماس با مسئول وبگاه

مسئول بخش

آمار سايت

»
»تعداد بازديدها:
»کاربر: Admin

اين وب را صفحه خانگي خود کنید ! به مدير وب ايميل کنید ! ذخيره كردن صفحه! اضافه کردن اين وب به علاقه منديها! لينک RSS - - Add to Technorati

لوگوي دوستان

ساعت به وقت اروپا


ساعت و تقویم در بالا Image and video hosting by TinyPic

تبليغات

= به وبگاه روشنایی خوش آمدید =
سلام و صد سلام ، امید از مطالب وبگاه روشنایی استفاده موثر نموده بتوانید

سلیمان کبیر نوری :داستان کوتاه (آرزوی مراد ) / داستانها

نويسنده این اثر : مسئول بخش

  تاریخ نشر: چهارشنبه ۲۸ حوت ۱۳۸۷ خورشیدی

www.saraj2.blogfa.com

سلیمان کبیر نوری

داستان کوتاه

آرزوی مراد

در روزهایی که تحصیل کرده های مکاتب بیکار بودند و رژیم، برای شان زمینه کاررا مساعد نمی ساخت، جوانان برای بدست اوردن لقمه نانی دست به خرده فروشی و بازار آزاد دراز نموده به نحوی به کاری مشغول می شدند.....ادامه

 

لينک ثابت |چهارشنبه 1387/12/28| تاریخ نشر: داستانها |


آواز های شکسته / داستانها

نويسنده این اثر : مسئول بخش

 نویسنده : بلقیس(  مل )

آواز های شکسته

شب بود و ظلمت خواب به سراغم نیامد ، چندین بار به این پهلو و آن پهلو شدم مگر خوابم نبرد و احیانأ اگر چشمانم به سیاهی می رفت خواب وحشتناکی میدیدم ، بعد از پهلو شدن ها سپیدی صبح ظاهر گشت وقتی به روشنایی رسیدم از بسترم برخاسته بر کنار پنجره اتاقم رفته ایستادم، چشمانم خیره ، خیره میدید هنوز کسالت شب تمام نشده بود ، نگاهم به سر تا آخر کوچه افتاد به کوچه ای ماتم زده گانی نه چندان دور ...... ادامه

لينک ثابت |شنبه 1387/07/20| تاریخ نشر: داستانها |


پنج داستان از غفار عریف- 2 (داستانها)

نويسنده این اثر : مسئول بخش

نام كتاب: سرنوشت (مجموعهْ داستان هاى كوتاه)

 

موْلف: غفار عريف 

دراین هفته داستان های ذیل به نشر میرسد

۵ ـ   بابه شرینی 

۶ ـ  مادر احمـــد

۷ ـ  روز نامه رسان

۸ ـ   پذیـرائـی

۹ـ صبر خدا کن، صبر خدا   

۱۰ ـ  در سکوت ویرانه ها

.: ادامه مطلب :.

لينک ثابت |پنجشنبه 1386/11/11| تاریخ نشر: داستانها |


چهار داستان از غفار عریف- 1 (داستانها)

نويسنده این اثر : مسئول بخش

 

نام كتاب: سرنوشت (مجموعهْ داستان هاى كوتاه)

 

موْلف: غفار عريف 

دراین هفته داستان های ذیل به نشر میرسد

 

۱ ـ     گل مکی  

۲ ـ      آتش   

۳ ـ      مامور عبدالرشيد خان 

۴ـ       سر نوشت 

.: ادامه مطلب :.

لينک ثابت |پنجشنبه 1386/11/11| تاریخ نشر: داستانها |


وفــای مــادر

نويسنده این اثر : مسئول بخش

وفای مادر

 

نویسنده : خانم بلقیس مل

پیشگفتار

به هركجای كه روشنی بینم هر آنجای  كه مردمانش با هم عشق میورزند و در آرامش اند من نیز آرامش را احساس مینمایم من یك زن ا ستم ، خوشی خود را در خوشی های تمام زنان كشورم میبینم  .

   در جامعه ای سنتی ما قسمی رقم زده شده كه د ست و پای زنان كه نیمه ای از بدنه جامعه اند با زنجیر خرافات عنعنوی و قبیلوی  بسته  شده است  به معنی اینكه  موجودی  بنام  زن  با قبول همه رنج ها و خشونت ها بسازد و اگر بسوزد  باكی نیست  تا پای مرگ باید بسازد، در این داستان كوتاه غم انگیز سرا پا درد و رنج  كه ترس رنج از خود رنج كشنده تر است عزیزه از جمله آن زنانی ا ست كه همیشه در تلاش زنده گی برای فرزندش بوده   در سیلاب غرق شده ای غم نا امید نشده و خود را به  سر نوشت  شوم كه به سر راهش  قرار داشت تسلیم ننموده با كار و پیكارش برای به د ست آوردن لقمه نانی رزمیده ا ست  .زینت و نیرو انسان را میتوان در موجودیت همچو زنی در یافت   .ابر سیاه روزگار او را از پا در نیاورد غمی به سنگینی كوه داشت.غمش را به كي میگفت و ترانه ای زنده گی اش را به كي میسراید.او در آخرین پله های عمرش در سكوت عذاب آوری میزی  .... بقیه این داستان زیبا را در آدرس ذیل انترنیتی مطالعه کنید

http://www.roshanaye.com/b-mal2.htm

لينک ثابت |پنجشنبه 1386/05/11| تاریخ نشر: داستانها |


مادر، از همان روز من ماندم و پیکر غمینم - سرا ج الدین ادیب

نويسنده این اثر : مسئول بخش

مادر، از همان روز من ماندم و پیکر غمینم

                                        

                                                             سرا ج الدین ادیب

            

مادر جان  کجا شد آن ایامی که در دل شب ها در حالیکه موهای مرا با پنجه های ناز و دلبرت  باد می دادی ، برایم قصه های خواب می گفتی، برایم داستان از روز گار ها و گلستانها و خوشی ها و سرور و موفقیت ها در عرصه تعلیم و تربیه می گفتی .

در آن آیام من خاموش ، سراپا گوش ، و چشمانم چون امروز ، باز و خواب آلود، در پیکار رویا ها  از دل و جان به گفتار تو گوش می کردم. در آن شب ها که داستان آهوان دشت صحرا می گفتی، وشب بعد قصه های زیاد می گفتی، و نازمیدادی و آهنگ :

 

آه للو، للو  ای گل پسر

بی خبـر از خیر و شر

مــادرت پهـــــلوی تو

مــانده سر بـه روی تو

می زند موهایت دست

تا شوی در خواب مست

 

را زمزمه کنان می سرودی و من تا امشب که عقربه ساعت از3 نیمه شب گذشته و عمرم از 50 به بالا سر کشیده آن آهنگ زیبا را فراموش نه نموده و در گوشهایم طنین انداز است .

در آن شب ها تو از آهنگ خروشان و من از احساس پاک سیراب بودم، ولی افسوس مادر جان همان روزی که زنخ ات بسته و چشمانت دیگر مرا نمی دید ووقتی جسد بی روح ترا شستشو دادند و من طفل 6 ساله تابوت ترا با چشمانم و روح پریشانم و قامت  یخ زده می دیدم که از کنارم عبور میدادند و با هر نگاه تو در میان غریو از من دورتر و دورتر می شدی تا آنجا که دیگر چشمان تیز هوشم پیکره ترا نمی دید .

آری  از همان روز من ماندم و پیکر غمینم ؛ در نبود تو بود که دنیا را دیگر گون یافتم ، دیگر آهنگ دلنواز و حرف های رویگرت که بمن استواری و استقامت میداد شنیده نمی شد، باران غم از لابلای ابر های سیاه  و تاریک از همان روز بر سرم باریدن گرفت و تا اکنون 9 پادشاه و رئیس جمهور و امیر، گردشی را شاهد هستم و از همان روز یاران غمکشان و درد دیده گانم .

 

از قضا همین امشب مرد، غمدیده ای از تبار افغان زمین بمن زنگ کشید وبعد از اظهار تعرفات گفت :

برای مادرم غمین هستم ،  تو مرا کمک کن.

 گفتم آنچه داشته باشم به غیر از ناموس دریغ نمی دارم .

 گفت فقط میخواهم غم هایم را بنویس .

 گفتم چشم و اینک قصه این مرد که از ذکرنامش در رسانه ها خود داری کرد :

 

    « امشب ، سیاه، سنگین ، آرام و سرد است، سنگینی خواب چشمانم رامی آزارد، ولی من باز بیدارم ، زیرا از خواب بیزارم ، میان خواب و بیداری وزش نرم باد بهاری را که همراز و دمساز رویای منست ، احساس میدارم. در دیارم که نه دل پرکین و غمگین بود و نه شهرم ـ کابل ، آتش سوز وویران بود ، ونه گاو صفتان و قاتلان جسم وروح چه لذتی داشت زندگی ، ولی در این دوران و در غربت  نه جسم و روح آرام، نه دوست واقعی، نه وطن ووطنداران ، بل همه چیز و همه کس، حتی فرهنگ و عننعه اش بر من بیگانه اند.

مادر جان، امشب که سالگرد شهادت ترا سوکمندانه یاد می کنم، اندوه بی پایان نسبت به سالهای قبل دارم، چونکه پدرم این گرانبهاترین و زیبا ترین موجود هستی من، و آن تاج وتخت زندگیم که تکیه گاه محبت و مشوق عشقم در عرصه اخلاق و تعلیم و تربیه ووطندوستی بود، در همین شب  که فردایش  تجلیل از روز مادر است یکجا با مال و اموالش در خانه خود مان، از اثر فیر توپ کور دلان فرهنگ،   آتش گرفتند، و پرپر شدند و آن در و دیواری که یاد گار پدران مان بود، دیگر هر گز وجود ندارد .

آری مادر، امروز در دنیای بیکران خدا( ج) تنها مانده ام، در هجرت و غربت جانم چون سوهان به پایانش نزدیک میشود ، درد  و اندوه روح و روانم را می ساید، من و کابوس اتاقم سالهاست مات و مبهوت مانده ایم. امروز قلب وطنم ( کابل ) در قید اهریمن و تروریستهای ستمگر و گردن زن، با آتش انفجار و انتحار خون وغارت ثروت از تپش دموکراسی واقعی ، علم و صنعت و تکنالوژی و... خاموش است و گویی مردگان متحرک در آن خاک به حرکت اند ، سوختن و ساختن مانند انسانهای متحرک وطنم طریقه ام شده ، زیرا یاران و دلیران وطن انگشت شمار گشته اند. چنان می پنداری که در کابوس دیو و آژدها جادو شده اند.

امروز همه جا و طندارانم فرمان جلادان می شنوند و دود قامت سیاهرنگ فرهنگ و تعلیم و تربیه وصلح و امنیت را به کمان خمیده و سقوط مشاهده می دارند، و هر تفنگ بدست متجاوز خطوط زشت و پر جبین نازنین هموطنم حک می دارد، و هر روز بی اعتمادی و بی تفاوتی را در رگهای خون هر هموطنم زرق می دارند ، که این شیون نامردانه سخت دلم را می آزارد.

   درون سینهء من خورشیدی محبت است، ولی بیم آن دارم که از جان یارانم که در تحت حاکمیت قصابان انسانکش گیر مانده اند، چون استخوان اجداد مان روغن نکشند .

   مادرجان، در این پایان شب دست دعا به روح تو به در بار قادر متعال ( ج) بلند میدارم تا آرمان تو، که صلح و ترقی و تعالی وطن بود، پیروز گردد.»

 به حسن اختتام زنگ تیلفون دوستم را قطع نموده و آن سخنان گفتنی را یاداشت گونه خامه نمودم و نظر به خواهش شان به نشر سپردم . /

لينک ثابت |شنبه 1386/03/05| تاریخ نشر: داستانها |


آخرين مطالب و اثر

آگاهی ضروری
ابلاغیه ضروری
پوثوق : روز سیاه معلم
عالمی : پند از گذشته و سعی در اینده / علمی
امروز در تاریخ ( جهان در آینه رویداد های تاریخ ) / رویداد مهم
برداشت ها و یادداشت ها پیرامون مصاحبۀ آقای سلیمان لایق
کتاب جنگ های کابل یک اثر پژوهشی / کتاب
لینک های ارتباطی
اخبار و گزارشات داخلی و خارجی از وبــگاه روشنایی
انتخابات ریاست جمهوری اسلامی افغانستان در سال 1388 خ
صحنه های وحشتناک شکنجه / حقوق بشر
مهمترین خبر های جهان / اخبار و گزارشات
سائس : دو شعر تحت عناوین ( شهر ما - انتخابات ) / شعر و شاعران
تاریخ افغانستان بخش هجدهم قسمت" ز" / تاریخی
کتابخانه ملی مجازی
فولکلورچیست؟ / خړسیلابه / نه تلیږی » فرهنگی
پیام شاد باش / نوشتن و نگارش / ویدیو داریوش / شادترین مردم جهان
آقای کرزی، سردی انتخابات، پیروزی آسان و چالش مشروعیت / مقالات
پادشاهی در نظام جمهوری / مقالات
جنگ با طالبان و سرنوشت استراتژيك منطقه
بیا در بسترم امشب : بهار سعید / شعر و شاعران
اشعار محترم نور الله وثو ق 2 / شعر و شاعران
مرګ غیرنظا میـــــا ن : محمد ا صغر( عبا د ي ) / شعر و شاعران
کتاب جنگ های کابل ۱۳۷۱ – ۱۳۷۵ خورشیدی زیر چاپ رفت / کتب
به مناسبت روز مادر

= = = =

کوتاه سخن ما

ابلاغیه روشنایی
ـ برای نویسنده شدن راه طولانی در پیش نداریم، کافی است سفره دلمان را باز کنیم و قدری، نه بیشتر، از آن حرف و حدیث هایی که باخود زمزمه می کنیم را با صدای بلند تر روی کاغذ ثبت کنیم
ــ برای نویسنده شدن نیست که مینویسم، مینویسم بلکه در سکوت به این عشقی که شبیه هیچ عشق دیگری نیست، دست یابیم بناأ : رسانه " روشنایی " بدون وابستگی مالی و سیاسی به مراجع دیگر، به صورت مستقل عمل می کند و سعی شده مطالب ومحتویات ارائه شده از جهات مختلف برای خواننده گان عزیز، مفید و جالب باشد، ارائه مطالب و شعر و دیگر مطالبی که از دیگران نقل شده است به معنی تایید یا رد آنها نیست

دوستانی که مایلند برای ما مطلب و یا هر موضوع دیگر برای نشر بفرستند، یا به هر نوعی مایل به همکاری با ما هستند، می توانند با ایمیل ما در ارتباط باشند.همچنین ادراه روشنایی پذیرای مقالات سیاسی و ادبی یا اشعار دوستان شاعر و نقد و نظرات آنها ونیز راهنمایی های اساتید و متخصصین در عرصه مختلف می باشد. پیشنهادات و انتقادات خود را برای بهتر شدن اين رسانه، دریغ نفرمایید

نوت : باوجود دقت در انتخابات مقالات، مسئولیتی در ارتباط با محتوای نوشته ها و لینکها متوجه این رسانه نیست و انتشار مقالات به مفهوم تأیید محتوای آن نمی باشد.

پيوند روزانه

خطوط نشراتی ما
فرهنگ واژه گان
اعلامیه جهانی حقوق بشر
مقالات س . ادیب
رویداد های تاریخ
تصاویر حمله تروریستی
قانون انتخابات در افغانستان
قانون ثبت احزاب
قانون احزاب در افغانستان
قانون اساسی افغانستان
افغانستان بعد از نوګرايي
امریکا
تأ ثیرات رسانه هابر مغز
شعر " خود غلط.."
3 ـ اگوستو پینوشه


= = = =

براي تبادل لينک ابتدا لينک مارو بانام: روشنایی ـ Roshanaye در وبلاگ ياسايت تان قراردهيد

جستجو

Google


در كل اينترنت
در اين سايت

لوگوي دوستان2

= <--- لوگوي شما ---> =

بهترین های اثـــر


سعی کنید مقالات شما در بهترین ها ثبت شود

Copyright © 2008

Powered by: BLOGFA|designer: TakTemp.com